( 1 ) و همهء مسلمانان اقرار دارند كه اگر فرمانروايى از عدالت انحراف جست بايد از حكومت بر كنار شود چنان كه امير المؤمنين يكى از فرماندارانش را كه بنا بشكايت زنى بنام سوده دختر عمارهء همدانى در حكومتش بىقانونى كرده بود از كار بر كنار ساخت و درحالىكه مىگريست گفت :
« خداوندا ، تو بر من و آنها گواهى كه هرگز به آنها نگفتهام كه بر بندگانت ستم كنند و حق ترا ترك گويند » و فورى فرمان عزل او را صادر كرد « 1 » و امام صادق ع ميفرمود : ( از خدا بترسيد و دادگرى را پيشه كنيد چنان كه خودتان به ستمكاران اعتراض مىكنيد « 2 » .
خوشبختى هر ملت و پيشرفت آن وابسته به عدالت فرمانروايان اوست و اگر حكمرانان بساحت عدالت تجاوز كنند و در حكومت خود ستم ورزند ، سرزمينها دچار سيهروزى و واژگونى مىشود و اختلافها و برخوردها همه جا را فرا ميگيرد و از اين روى اسلام ، توجهى فراوان به اين حقيقت دارد كه قضاوت و حكومت بمردان شايسته و معتمد واگذار شود زيرا فرمانروائى و قضاوت همراه با اشتباهات و لغزشهائى است كه فقط شايستهكاران و بزرگان از آن در امان ميمانند و متأسفانه تعداد آنها هم كم است و ما درباره گسترش عدالت بطور مشروح در كتاب نظام سياسى در اسلام سخن گفتهايم و در اينجا نيازى به تفصيل بيشتر نداريم بلكه منظورمان اين است كه دربارهء سياست اهل بيت شمهاى بنگاريم و بيان داريم كه سياست آنها بر مبناى عدالت همگانى استقرار يافته و همهء هدفهايشان بر چنين حقيقتى استوار است .
( 2 )
ب - برابرى
اسلام نعمت برابرى را چنان بر اجتماع اسلامى بمانند باران
هامش
( 1 ) - عقد الفريد 1 / 211
( 2 ) - اصول كافى 2 / 147