بنوعى ديگر انجام ميداد و تازه اين كيفربخشىها ، جزئى كوچك از جنايتهاى بزرگش بود .
( 1 ) چنين سياست زشت و سياهى را كه زياد اعلام ميكرد ، بر مسلمانان ناشناخته بود و به آن عادت نداشتند و دليل آن بود كه مجرى چنين سياستى مردى سركش و ستمگر است كه ميخواهد به زور بر مردم حكومت كند و دلهاشان را از ترس و هراس لبريز سازد و غاصبانه آنها را بفرمان خود درآورد .
سياست غلط زياد كه بموجب آن سالم بجاى مريض و آمده بجاى رفته مجازات مىشد بهر جهت از عدالت و مهربانى بدور بود و وقتى كه زياد چنين سياستى را اعلام ميداشت ، ابو بلال مرداس بن اديه برخاست و به آرامى گفت :
« خداوند بر خلاف گفتار تو فرمان داده و فرموده است ( بار گناه كسى را بدوش ديگرى نبايد نهاد « 1 » و هر كس نتيجهء كار خود را مىبيند « 2 » بنابراين وعدههاى خداوندى از وعدههاى تو بهتر است » .
زياد با خشم و فرياد به او چنين پاسخ داد :
« ما براى تو و يارانت راهى نمىبينيم مگر اينكه در موج خون شنا كنيد « 3 » »
زياد چنين برنامهء هراسانگيز و ستمگرانهاى را اجرا ميكرد و همهء آزادمردان و انديشمندان را بكام مرگ كشيد تا قدرت ستمگرانهاش استحكام يابد و كار آدمكشى را به جائى رسانيد كه گروهى را كه به بىگناهى آنها آگاه بود و ميدانست هيچگونه دخالتى در كارهاى سياسى ندارند بيرحمانه مىكشت ، چنان كه روزى نگهبانان او مردى عرب را
هامش
( 1 ) - سورهء نجم آيهء 38
( 2 ) - سورهء نجم آيهء 39
( 3 ) - طبرى 6 / 135