تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
در محبت و تحكيم موقعيت معاويه زياده روى كرد كه بر خلاف همهء كارگزاران و فرماندارانش كه هر سال بحسابهايشان رسيدگى ميكرد ، حسابى از معاويه نمىخواست و مراقبتى در كارش نمىكرد و هر چه به خليفه مىگفتند كه معاويه از طريق امانت انحراف جسته و به سرمايه‌هاى عمومى دستبرد مىزند و جامه‌هاى گرانبهاى حرير مىپوشد ، اعتنائى به اين گزارشها نميكرد و بيشتر به بزرگداشت او مىپرداخت و ميگفت « معاويه كسراى عرب است » . ( 1 ) وقتى كه توطئهء شوراى شش نفرى براى پايمال كردن حق خاندان رسول چيده شد در واپسين روزهاى زندگى ، بازهم عمر بتقويت موقع معاويه پرداخت و روح آز و سركشى را در او برانگيخت و به اعضاى شورى گفت : « اگر به يكديگر رشك برديد و به كينه‌توزى پرداختيد و بر ضد يكديگر نشستيد و نقشه كشيديد ، معاويه بر شما حكومت خواهد كرد » و در آن وقت ، معاويه فرمانرواى شام بود . « 1 » بايد ديد چرا عمر در ميان آن همه فرمانداران و كارگزارانش فقط معاويه را بر مىكشيد و توان مىبخشيد و چرا اعضاى شورى را از قدرت و شكوه معاويه مىترسانيد ؟ در صورتى كه اعضاى شورى داراى موقعيتهائى ارجمند بودند و ( چنان كه گفته مىشد ) پيامبر بهنگام مرگ از آنها راضى بود ، بعلاوه اگر عمر از قدرت و چيرگى معاويه بر اعضاى شورى بيم داشت چرا او را در مقام فرمانروائيش ابقا مىكرد ؟ در اينجا پرسشهاى شگفت‌انگيزى پيش مىآيد كه بايد به آنها جواب بدهند . ( 2 ) بهر حال معاويه در نزد عمر شخصيتى ممتاز و اثربخش داشت و خليفه به او مهر مىورزيد و چون خلافت به عثمان رسيد ، قدرت
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 187