( 1 ) 3 - براء بن عازب مىگويد : روزى ابو سفيان و پسرش معاويه بجانب پيامبر مىآمدند ، حضرت گفت : خداوندا ، اين مرد پست و فرومايه را لعنت كن ، براء گفت اين مرد فرومايه كيست پيامبر فرمود معاويه است . « 1 »
4 - زنى بحضور پيامبر آمد و با حضرت مشورت كرد تا با معاويه ازدواج كند ، پيغمبر او را از چنين كارى بازداشت و فرمود معاويه مردى پست و بىسر و پاست .
5 - ابو برزهء اسلمى « 2 » مىگويد روزى در حضور پيامبر بوديم كه صداى موسيقى و آواز بگوشمان رسيد ، در آن وقت هنوز فرمان قطعى حرمت شراب نرسيده بود ، مردى رفت كه خبر بياورد و پس از بازگشت گفت ، معاويه و عمرو عاص با آهنگ آواز ميخوانند و خطاب به يكديگر اين شعر را ميخوانند :
« ياران پيامبر استخوانشان در جنگ بيرون مىافتد و نابود مىشوند و آنكه ميترسد كه بميرد از جنگ كناره مىگيرد »
پيامبر كه اين سخن را شنيد دست بدعا برداشت و عرضه داشت :
« خداوندا ، آنها را در آتش فتنه سرنگون كن و بدوزخشان انداز » « 3 » .
پيغمبر كه با بينش ماورائى خود از حوادث آينده خبر ميداد ،
هامش
( 1 ) - كتاب صفين ص 244 اين خبر را حضرت امام حسن نيز نقل كرده است
( 2 ) - ابو برزه ، نضله بن عبيد از ياران پيامبر است كه احاديثى از پيغمبر و از طريق ابو بكر نقل كرده و گروهى هم احاديثى از او روايت كردهاند ابن سعد مىنويسد ، او در مدينه مىزيست و بعد ببصره رفت و در جنگ خراسان شركت كرد ، بنا بگفتهء خطيب ، او در جنگ نهروان در الزام امير المؤمنين جنگيد و بعد در جنگ خراسان شركت كرد و در خراسان درگذشت و بعضى مرگ او را در نيشابور يا در بصره و جاى ديگر مىدانند ( تهذيب التهذيب 10 / 446 )
( 3 ) - وقعهء صفين ص 246 ، مسند احمد 4 / 421