تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
جنگ احد فرا رسيد ( 1 ) و انتقامش را با قتل حمزهء سيد الشهداء گرفت و او را مثله كرد و جگرش را درآورد و پس از انجام اين كار زشت شادمانى و خوشحاليش را بروز داد و چنين رجزخوانى كرد :
جان دردمندم در احد شفا يافت * هنگامى كه جگرش را از شكمش بيرون كشيدم ديگر آنچه در جانم مىخليد بيرون رفت * ما در جنگ همچون شيرى به پيش تاختيم
پيامبر كه چنين روش زشتى را از هند نسبت به عمويش حمزه ديد ، به سختى خشمگين شد و با غضبى شديد فرمود : « هرگز بمانند امروز چنين خشمناك نشده‌ام » . و سپس فرمود : « هرگز به سختى اندوه مرگ حمزه سوگوار نمىشوم » . روزى كه ارتش پيامبر پيروز شد و شهر مكه را گشود ، ابو سفيان در كوچه‌ها و خيابانهاى مكه با آنكه ناراحت بود فرياد ميزد هر كس اسلحه‌اش را به زمين گذارد و يا بخانه‌اش برود و يا بخانهء ابو سفيان پناه برد در امان است ، هند كه اين فرياد را شنيد ، سيلى محكمى بر صورت همسرش نواخت و بدون اختيار فرياد زد : « اين مرد پليد كثيف را بكشيد ، زشت باد چهرهء كسى كه پيشاپيش اين گروه است » و بعد به مردم مكه روى كرد و آنها را به جنگ بر ضد پيغمبر برانگيخت با آهنگى خشمگين و حماسى فرياد زد : « اى مردم آيا نمىجنگيد و از شهرها و جانهاى خود دفاع نمىكنيد ؟ » هند با چنين فريادهائى مردم مكه را بجنگ واميداشت و آتش انقلاب را در بين آنها برمىافروخت ، ولى خداوند ، نيرنگ او را برگردانيد و تلاشش را تباه كرد و اسلام و پيروانش را پيروزى بخشيد .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 186 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي