( 1 ) اين سخن پيغمبر در روحيهء امام اثرى عميق داشت و اكنون دو گروه از مسلمانان را در مدائن روياروى هم ميديد .
يكى از اين دو گروه ، پيروان راستينش بودند از نيكمردان و شايستهكاران مسلمان كه هدفهاى متعالى اسلام را در نظر داشتند و حقيقت و واقعيت آن را مىشناختند .
ديگر گروه پيروان معاويه بودند كه از سادگى و نابخردى راهى كج را مىپيمودند ، اينها اگر چه به روى امام زمانشان شمشير مىكشيدند ولى بالاخره دعوى مسلمانى ميكردند و اگر آسياى جنگ بچرخش مىافتاد ، گروهى كثير از اين دو گروه نابود مىشدند و كيان اسلام بتكان مىافتاد و نيروهايش شكاف برمىداشت ، در اين صورت چه كسى ميتوانست دشمنان نيرومند بيگانه را كه مراقب تلاشى صفوف مسلمانان بودند تا بر آنها بتازند از يورش بميهن اسلامى بازدارد و كدام كس به غير فرزند پيامبر ، نگهبانى اسلام و نگهدارى مسلمين را رعايت ميكرد ؟
بدين جهت ، امام صلح را اختيار كرد با آنكه خارى در چشم و استخوانى در گلو داشت چنان كه شمس الدين صقلى متوفاى 565 هجرى مىگويد علت بركنارى امام حسن از خلافت ، همين حديث پيامبر بود « 1 » .
بعضى از راويان گمان بردهاند كه پيامبر در گفتار خود بيارانش از مدت خلافت اسلامى سخن گفته و فرموده است « خلافت اسلامى پس از من سى سال طول خواهد كشيد و سپس بپادشاهى مبدل مىشود » و از همين روى نظر دادهاند كه در صلح امام حسن ( ع )
هامش
( 1 ) - انباء نجباء الابناء .