ج - سوء قصدهاى مكرر به امام .
د - غارت اردوگاه امام .
اينها عواملى بود كه امام را بپذيرش صلح ناگزير ساخت و چنان كه ميدانيم شدت و خطر اين عوامل بهر روى قبول صلح را لازم مينمود و امام را از آغاز جنگ بر كنار ميداشت .
( 1 )
7 - حديث پيامبر
پيامبر با نگرش گستردهاش كه حوادث آينده را هم از نظر مىگذرانيد نه بعنوان تصور و پيشبينى بلكه بمعاينه و حقيقت ميديد كه پس از مرگ او ، به زودى مصيبتهائى بزرگ به امتش خواهد رسيد و فتنهها و ناگواريها بر پيروانش سايه خواهد افكند تا بدانجا كه به تلاشى و نابودى نزديك خواهند شد و نجات مسلمانان از آن حوادث تلخ و خطرناك بدست نوادهء بزرگترش امام حسن ( ع ) خواهد بود و سخن جاودانهاش را در اين باره بيان داشت و فرمود « پسرم حسن ( ع ) پيشواى مسلمانان است و خداوند بدست او بين دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح را برقرار خواهد كرد » اين سخن پيامبر تا ژرفاى جان امام حسن از همان دوران كودكى ناخنهايش استحكام مىيافت نفوذ كرد و چنين موقعيت ترسناك در برابر ديدگانش تجسم داشت و او ميدانست كه گفتار جدش پيامبر همچون آيات قرآن كريم ، قابل تحقق است . اين نياى بزرگوارش بود هماكنون سخن شيوايش در گوش او طنين مىانداخت كه گاهى به مادر گراميش بتول از چنين واقعهاى خبر ميداد و گاهى بر منبر و ديگر وقت بيارانش و بالاخره در هنگامهاى بيشمار اين حديث را بيان ميداشت و به زبان الهام غيبى ميفرمود « اين پسر من پيشواى امت است و به زودى خداوند بوسيلهء او بين دو گروه از مسلمانان صلح برقرار خواهد ساخت » . « 1 »
هامش
( 1 ) - مآخذ اين حديث در جلد نخستين اين كتاب بيان شده است . الاصابه جلد اول