مسلمين بر اثر سستى و خوارى و يارى نكردن حق و همكارى باطل ، كارشان به جائى خواهد رسيد كه زنازادگان و رهاشدگان بر آنها حكومت كنند و ببدترين حال و عذاب دچارشان سازند و سرمايههاى عمومى را به خود اختصاص دهند و مسلمانان را به بندگى خود گيرند .
( 1 ) معاويه خودش هم حتى در زمان امير المؤمنين مىدانست كه سرانجام ، حكومت مسلمانان را بچنگ خواهد آورد و براى آنكه در اين امر اطمينان كامل يابد ، به صحنهسازى پرداخت و عدهاى را به كوفه فرستاد تا شايع كنند كه معاويه مرده است ، اين سخن در همه جا پخش شد و وقتى كه امير المؤمنين آن را شنيد فرمود :
« همگى از مرگ معاويه سخن مىگويند ، به خدا قسم او نمرده است و به خدا قسم تا آنچه را كه زير پاى من است بدست نياورد نمىميرد » « 1 » . اين خبر كه بمعاويه رسيد ، به پيروزى خود اطمينان يافت زيرا ميدانست كه امام ، دروازهء شهر دانش پيامبر و امانتدار راز اوست و سخنش از واقع بدور نيست و از طريق حق بخطا نميرود .
با توجه بچنين مسائلى است كه امام حسن ( ع ) با صلح خود از طرف مسلمانان راستين ، لقب مصلح بزرگ يافت و جدش پيامبر هم قبلا او را بچنين لقبى خوانده بود .
( 2 )
8 - عصمت امام
گروهى از دانشمندان اسلامى ، علت صلح امام را عصمت آن حضرت دانستهاند ، زيرا امام ، معصوم است و هرگز به اشتباه ، نمىگرايد و همواره مصالح و خير عموم مسلمين را در نظر ميگيرد و عواملى هم كه دربارهء صلح امام بيان كرديم ، گوياى همين حقيقت است و از حقايق صلح پرده برمىدارد و لزوم آن را مسلم مىسازد
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 2 / 295