خلافت را بدست آوردند ، ( 1 ) در اين باره ابراهيم بن مهاجر بجلى « 1 » شعرى سروده و ميگويد :
اى مردم خبرى از من بشنويد تا شگفتى زيادى بر شگفتى شما افزوده شود شگفتى از فرزندان عبد الشمس است كه باب دروغ را به روى مردم باز كردند آنها گمان مىكنند كه وارث پيغمبرند و فرزندان عباس بن عبد المطلب وراثتى ندارند به خدا قسم آنها دروغ گفتند و ما نمىدانيم كه جز خويشاوندان كسى ميراثبر باشد « 2 »
علت هم آن بود كه برخى راويان دروغگوى مزدور اخبارى در دمشق و نواحى شام نشر ميدادند و ميگفتند كه معاويه وارث پيامبر و نزديكترين افراد بمقام رسالت است و براى او و شجرهء ناپاك خانوادهاش ستايشها و كرامتهائى فراوان ميتراشيدند تا جائى كه او را در صف نخستين شايستهكاران و نيكان جا ميزدند و اطاعت بنى اميه را بر هر مسلمانى واجب مىشمردند و حتى از اين بيشتر هم دربارهء اين دودمان سياه ابراز عقيده ميكردند چنان كه فانفلوتن مىگويد مردم شام دار و دستهء بنى اميه را حزب دين و نظام اسلام ميدانستند و معاويه در نظر بنى اميه جانشين خدا بود و پسرش يزيد هم امام مسلمين و عبد الملك مروان امين خدا ! ! « 3 »
دوستى كوركورانهء مردم شام نسبت بمعاويه تا اندازهاى بود
هامش
( 1 ) - ابراهيم بن مهاجر بجلى كه به ابو اسحاق كوفى معروف است رواياتى از راويان مورد اعتماد نقل كرده و ديگران هم از او روايت كردهاند بعضى او را در نقل احاديث ، موثق و بعضى هم ضعيف ميدانند ( تهذيب التهذيب 1 / 167 )
( 2 ) - مروج الذهب 2 / 335
( 3 ) - سيادة العربيه ص 70