تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و پراكندگى عجيبى بود ، زيرا حزبها و دار و دسته‌هاى مخالف ، بنيان ارتش را در هم كوبيده و قدرت خلافت اسلامى و حكومت بنى هاشم را از هم پاشيده بودند ولى بر عكس ، سپاه شام دچار چنين گرفتارى خطرناك حزبى نبود و نيروى مخالفى بر ضد حكومت شام در بين ارتش وجود نداشت بلكه آسايش و سازگارى و آرامش بر دمشق و نواحى آن خيمه زده بود و نه در ميان سپاه و نه در سراسر شام ، آشيانه‌اى براى خوارج و تبليغ‌چيان آنها وجود نداشت كه بتوانند مردم را بر ضد حكومت مركزى برانگيزند و همين همبستگى و هماهنگى داخلى بود كه بر نيروى معاويه و گسترش نفوذ و توان او مىافزود . ( 1 )

د - قدرت نيروى سپاهى

معاويه همهء نيروهاى مادى و معنوى خود را براى تجهيز و توان‌بخشى ارتش خود به كار ميبرد و به مجرد اينكه ميخواست با امپراطورى روم درگيرى پيدا كند با او پيمان ترك مخاصمه بست و باج‌ها و هديه‌هاى فراوانى پيشكش امپراطور كرد تا جنگى فيما بين در نگيرد و اعصاب سپاهيانش ضعيف نشود ، بعلاوه سپاهيانش را براى جنگ و فتوحات به جائى نفرستاد آنها جز نبرد صفين بجنگى نپرداختند و به همين جهت در آمادگى و نشاط و نيروى خود باقى بودند . وقتى هم كه معاويه به همراه سپاهيان دمشق آمادهء جنگ با امام حسن ( ع ) شد بخشنامه‌اى براى تمام كارگزاران و فرماندارانش در همهء نواحى تحت فرمانش فرستاد و از آنها خواست تا نيروهاى خود را آماده كنند و براى جنگ با فرزند پيامبر به او پيوندند و در مدتى كوتاه ، نيروهائى عظيم و مجهز بسپاه او پيوست و به اين ترتيب ، سپاهى فراوان و نيرومند و شكوهمند و فرمانبردار بسوى عراق بسيج