درگيرد خود را كنار مىكشند .
( 1 )
ج - فقدان نيروهاى ارزنده
از ديگر عوامل سستى و پراكندگى سپاه عراق ، فقدان شخصيتهاى بارز و عناصر پرتوانى از مردان نامى اسلام بود كه به حق خاندان پيامبر ايمان داشتند و پايگاه معنوى آنها را مىشناختند و سپاه عراق هميشه به آنها مهر مىورزيد و مقامشان را ارج مىنهاد زيرا آنها از نيكان اسلام بودند و در راه گسترش اين آئين مقدس ، رنجها برده و آزمايشهائى نيكو باقى گذارده بودند ، آنها در ايجاد آمادگى لشكريان و بكارگيرى آنها در رسيدن به هدفهاى اسلامى نقشى بزرگ داشتند .
مردانى همچون صحابى بزرگ عمار ياسر و سردار نامى هاشم مرقال و ثابت بن قيس و ذو الشهادتين و نظائر آنها كه در اسلام و ايمان به آن سابقهاى درخشان داشتند كه در جنگ صفين بشهادت رسيدند و طبق آمار تاريخنويسان سى و شش نفر از رزمندگان غزوهء بدر كه آخرين ستارگان تابناك افق ايمان و نيكمردان صحابهء پيامبر بودند در نبردهائى كه آزمندان و كجروان بر ضد وصى پيامبر به راه انداخته بودند ، شهيد شدند و مرگ اين گروه كوبهاى هولناك بر اندام سپاهيان عراق نواخت و آنها را از وجود چنين سرداران و رهبرانى محروم ساخت و پس از آن ارتش عراق گرفتار گروه منافقان و خوارج تبهكار شد و با دسيسهء آنها بنيان قدرت نظامى آن در هم شكست و مسلما چنانچه اين شخصيتهاى ممتاز اسلامى در سپاه امام حسن بودند ، امام ناگزير بپذيرش صلح با معاويه نمىشد .
( 2 )
د - دعوت به صلح
از ديگر عوامل ضعف ارادهء سپاه عراق و فروكش كردن زبانهء انقلاب در نهاد آنان ، نيرنگ معاويه در پيشنهاد صلح بود و اين