بنى هاشم و هدف مصلحين است شهيد مىشد .
اين رأى بظواهر امر متوجه است و راهى به واقعيت و حقيقت ندارد و پديدهء عدم آگهى به مسائلى است كه آن روز امام گرفتار آنها بود و از شناسائى مردم آن زمان و روش و اعتقادشان حكايت مىكند و بدين جهت نظريهاى سطحى است كه از تحقيق و واقعيت بدور است ، صاحبان اين نظريه بشرح زيرند :
( 1 )
1 - صفدى
صفدى در شرح اين فرد شعر از قصيدهء لامية العجم مىنويسد :
آسايش طلبى ارادهء انسان را از بلندهمتى * بازمىدارد و مرد را به بيكارگى مىافكند
و مىافزايد كه گروهى از بزرگان و سرشناسان پيشين كه داراى دانش و مقام بودند ، بخاموشى و انزوا گرائيدند و موقعيت و مقام خود را به ديگران سپردند از جمله حسن بن على بن أبي طالب كه بمعاويه گفت وامهاى من را پرداخت كن تا منهم خلافت را به تو واگذار كنم ، معاويه هم وام او را پرداخت و خلافت را بچنگ آورد « 1 » .
( 2 )
2 - دكتر فيليپ حتى
اين مورخ ، مىنويسد ( در آغاز حكومت معاويه جهشى بزرگ بر مخالفت او پديد آمد و مردم عراق ، حسن بن على را خليفهء شرعى دانستند و خلافتش را پذيرفتند و اقدام آنها هم منطقى بود زيرا حسن بزرگترين پسران على و فاطمه بود و فاطمه هم تنها دخترى بود كه پس از مرگ پيامبر از او باقى مانده بود اما حسن تمايل به كامجوئى و بزرگ منشى داشت و بحكومت و ادارهء امور مسلمانان علاقهاى نداشت
هامش
( 1 ) - شرح لامية العجم 2 / 27 - صفدى در اين نظريه اشتباهى بزرگ كرده ، كجا امام مقام خلافت را در برابر پرداخت وامش بمعاويه واگذار كرده ؟
از اين تهمت بايد به خدا پناه برد .