براى استعمار ملتها و نابودى آزادى و استقلال آنها پيش مىگيرند ، معاويه هم در دادن رشوه با تمام توانش مىكوشيد و دلها و دينها و شخصيتها را براى استوارى بنيان حكومتش خريدارى ميكرد و براى پيروزى بر خلافت امام بهر وسيلهاى دست ميزد و به هر راهى ميرفت زيرا براى رسيدن بهدف هر گونه وسيلهاى به كار مىافتد ، رشوههاى معاويه رنگهاى مختلفى داشت تا هر كس را به نحوى بفريبد ، به اين شرح :
( 1 ) 1 - پستهاى مهم و مقامهاى بلندى به اشخاص وعده ميداد مثل فرماندارى يكى از استانها ، يا فرماندهى سپاه ، تا به شرطى كه به امام خيانت كنند و بدولت او بپيوندند به آنها واگذار شود .
2 - بخشيدن پولهاى كلان از صد هزار درهم گرفته تا بيشتر از آن .
3 - وعدهء همسرى با هر يك از دخترانش و اين دليل پستى و فرومايگى اوست كه به چنين كارى نيز براى رسيدن به خلافت دست بزند و گوياى پستى روح و فرو رفتن او در زشتخوئى و تبهكارى است .
اين رشوههاى رنگارنگ معاويه نشانگر شناخت عميق او بروحيهء مردم عراق است ، او كسانى را مىشناخت كه دين خود را به پول ميفروشند و از اين راه آنها را ميخريد و كسانى را كه براى پول ارزش قائل نبودند با پست و مقام فريب مىداد و اشخاصى را كه خواستار پيوند و خويشاوندى با او بودند به ازدواج دخترانش بسوى خود ميكشاند ، چنان كه شيخ صدوق رحمه اللّه در اين باره مىنويسد :
معاويه يكى از جاسوسهاى خود را به نزد عمرو بن حريث « 1 »
هامش
( 1 ) - عمرو بن حريث بن عثمان قرشى مخزومى كوفى ، عمرش در وقت رحلت پيامبر دوازده سال بود و جزء كودكان رهاشدهاى بود كه پيغمبر در فتح مكه پدرشان را آزاد كرد . عمرو از طرف زياد و عبيد الله والى كوفه بود و در سال 85 يا 98 هجرى درگذشت ( تهذيب التهذيب 7 / 17 )