1 - فرار افراد وجيه المله و پرنفوذ اشرافى و خانوادههاى سرشناس بجانب معاويه .
2 - خيانت عبيد اللّه بن عباس فرمانده كل قوا ، به سبط پيامبر حضرت امام حسن ( ع ) .
3 - خيانت هشت هزار نفر از سپاهيان امام و پيوستن بقرارگاه سپاه معاويه كه باقيمانده سپاه مقدمه را پس از اين انشعاب خطرناك دچار اختلال و ناتوانى كرد .
4 - سراسيمگى و ترس همهء سپاهيان در مسكن و مداين كه بر اثر نشر دروغها و شايعات جاسوسان معاويه پديد آمد و گاهى مىگفتند كه قيس بن سعد كشته شده و زمانى امام را به صلح با معاويه متهم مىساختند .
اين خلاصهاى از خطرهاى زشت و دردناكى بود كه سپاه امام به آن گرفتار شد و هماهنگى واحدهاى آن از هم شكافت و روحيهء نبردشان به ناتوانى گرائيد ، چنان كه هرگز قدرت روياروئى با حوادث را نداشت و نميتوانست از خود دفاع كند و دشمن را از برابرش براند ، ولى در مقابل آنها سپاه دشمن از همهء نيروها و توانها بهرهمند بود و جبههاى واحد داشت ، در اين صورت آيا ميتوان گفت كه مقدمهء سپاه امام با وجود آن همه لطمههائى كه خورده توانائى نبرد با ارتش مجهز و پرتوان معاويه را داشته است ؟
( 1 )
حوادث مدائن
امام حسن ( ع ) از كوفه به همراهى سپاهى مختلط و مختلف از هر - نوع گروهى كه هر كدام عقيده و خواست و آرمانى داشتند بسوى معاويه حركت كرد و مسير خود را از ناحيهء حمام عمر طى كرد و