ملخص مقدمهء كتاب
مؤلف گويد در 1860 در ماه سپتمبر بنا به دعوت دفترخانهء جغرافيائى اكاديمك براندر وارد تفليس شده و از آنجا مأمور سياحت صفحات شمالى ايران گرديد . كروزن اشترن رئيس دفترخانه جانشين « 5 » قفقازيه ، مرا نيز از جانب دفترخانه جانشين مأمور كرد . در 24 ماه سپتمبر روانه شده ، پس از چهار روز وارد بادكوبه شده ، در اوكتامبر « 6 » با كشتى بخارى از بادكوبه روانه شده ، انزلى و كناره گز را ديده ، در خليج استرآباد به آشوراده آمديم و آنجا امر بر اين مقرر شد كه از شهر اشرف آغاز سياحت نمائيم و دو ماه زيادتر سفر خود را طول ندهيم و روانه شهر اشرف شديم و آنجا را نيك سياحت نموده ، به عمارت چهل ستون « 7 » شاه عباس فرود آمديم . در 15 اوكتابر به سارى رفته آنجا را نيز گردش كرديم و وقت ظهر در هنگام انبوهى مردم در مسجد جامع رفته ، آنجا را تماشا نموديم .
17 ماه صبح بيرون آمده ، به بارفروش رسيديم و در 25 اوكتمبر روانه آمل شديم آنجا را به دستيارى محتسب آنجا ، اسد الله ، تماشا [ ى ] همهء اماكن آنجا نموده ، الحق مردم آنجا بسيار مهربان بودند و از هيچ چيز مضايقه دربارهء ما نكردندى ، بلكه ما را غريب نمىشمردندى .
هامش
( 5 ) - جمله ظاهرا مغشوش است . كلمهء جانشين بهنظر زايد است .
( 6 ) - كلمه به صورت اوكتبر نيز آمده است .
( 7 ) - متن : چل ستون .