بلوك لشت نشاء كه در تواريخ گيلان زياده از آن ياد رفته وابستهء كجاست .
تحقيق درست درين بابها بسته بود برانكه دفاتر ديوانيان آنجا را ملاحظه نمائيم و اين خود ممكن نبود . مرا چندان اعتبار و اعتنائى به تواريخ ايرانيان نبود ، دقتى درين باب نكردم . چه ، از بس اختلاف روايات آنها ، كوشش را سودمند نديدم . و محل اعتماد را شايسته ندانستم .
بيشتر كوشش من در باب تحقيق دو ولايت مازندران و گيلان بود و سياحتنامه [ اى ] كه در 1858 عيسوى در سفر شاهرود و استرآباد نوشته بودم به او منضم كرده ، به پطرزبورغ به آكاديميهء ايمپراطورى فرستادم . بارندرن « 12 » نوشته بود كه مرا كتب و رسايلى است كه ترا به كار آيد ، چون بدانجا رسيدم ، داد ، و الحق به كار من آمد . و بدانمايه كه از آنان سود بردم ، از سياحتنامههاى فرنگيان كه اميدهاى كلى به آنها داشتم ، نبردم .
همگى سياحان و جهانگردان اگرچه سالك يك مسلكاند و راهرو يك راه ، ولى بيشتر گفتگوى ايشان درباره وقايعى است كه خود آنان از آنها متأثر گرديدهاند . هيچيك را منظور اصلى تحقيق كيفيات ممالك چنانچه شايد و بايد نبوده است ، اگرچه استحضار درستى هم داده باشند ، درين زمان به كار نيايد .
در باب تحقيقات اطراف شمالى ايران ما را استحضارى وافى است ، ولى اگر بخواهيم بنويسيم ، مفصل است و مطول . از اطلاعاتى كه از تاريخ طبرستان تا زمان سلاطين صفويه به اين كتاب ملحق كردهام ، توان دانست كه اين امر تا بچه پايه دشوار است . اين است
هامش
( 12 ) - بارندرن يكى از آكادميسينهاى روسيه بود كه در دانشكده پترزبورگ كار مىكرد .
درباره خاورشناسى مطالعات وسيعى از سال 1818 در پترزبورگ شروع شد .
محققان زيادى در اين مؤسسه فرهنگى كار مىكردند . غير از بارندرن ديگر آكادميسينهاى اين مؤسسه عبارت بود از : ا . اى . سنكوفسكى ؛ ميرزا كاظم بك ؛ اى .
ن ، بربوزبن ؛ ك ، گ ژالهمان ؛ و . . . براى مطالعه بيشتر نگاه كنيد به : مطالعات درباره ايران ، مجله پيام نوين ، بهمن 1340 به قلم بانون . آ . كوزنتسووا و بانول . م . كولاگينا .