شرارتها كسى ياد نمىدهد و ديده نشده ، و الى حال غير اين چيزى معلوم نشده بود و كمال اهتمام را در جستجو دارم تا بعد چه ابراز شود و در كمال سختى در جستجوى اين فقره خواهم بود .
سروستان تهرود
منزل نوزدهم سروستان تهرود مسافت اين منزل پنج فرسخ است صحرا و بيابان و سنگلاخ است ، بتهى زيادى دارد صفايى هم ندارد ، براى درشكه هم راه صعبى است . اين بنده ناچار در اين سنگلاخ سوار درشكه شده از شدت درد پا با نالهى فراوان آمدم . اين دهكده سه دانگ از وكيل الملك مرحوم بوده كه فروخته ، و سه دانگ اربابى است . قنات معتبرى دارد و زراعت خوبى كرده بودند ، و اين صحرا ريگ نرم دارد و با خاك مخلوط است .
باد شديد تهرود مخرب زراعت
اينجا هميشه باد زياد شديد مىآيد ، اكثر زراعت اينجا را باد خراب كرده كه تخم او را كنده بود و بسيارى از زمينها را خود اين بنده ديد كه خراب كرده بود و اربابانش بد نبودند ، انشاء اللّه در صيفى تلافى مىكنند كه ضرر نكشند . به واسطهى شدت درد پا لابدا يك روز در اينجا توقف كردم كه مداوا و معالجه شود شايد انشاء اللّه جزيى افاقه شود كه بتوانم خود را به درشكه بيندازم . شدت درد و ورم نوعى است كه امكان يك قدم راه رفتن ندارد و همه را به ناله و فرياد مىگذراند .
پاى بنه
منزل بيستم پاى بنه مسافت اين منزل پنج فرسخ است .
اينجا را كه پاىبنه مىگويند به واسطهى يك درخت بن است كه چاتلان قوش باشد .
از اول منزل سروستان تا سه فرسخى صحراى وسيعى و سنگلاخ و ريگزار بود ، آبى و صفايى نداشت مثل صحراى حوض سلطان و كنارهى گرد .
بعد از سه فرسخى داخل رودخانهى تهرود مىشود كه باز آبادى و