آقشغه « 1 » داشت و جلوى او ايوان داشت خوابيده و افتاده و ناله مىكرد كه مشار اليه راه اطاق را نفهميد دست به آقشغه زد كه باز كند . بنده از صداى او غش و ضعف كرد ، آنوقت فهميد كه شاه مرحوم از اين ناخوشى چه مىكشيدند و از آن خيال و تصور بنده هم بالاتر بوده است .
در اين منزل قاسم خان ضابط تهرود ، به واسطهى بىتوجهى ضابط سابق كه در خالصه كرده بود و همچنين در امور رعايا ، او را سه ماه قبل معزول كرده ، قاسم خان بمى را ضابط راين و سرپرست رعايا نموده بودم وارد شده ، و از خالصجات و امور رعيتى كه تحقيقات شد و از خارج و داخل پرسيدم ، در اين زمان قليل نهايت توجه را كرده بهعكس آن قاسم خان ضابط سابق اهالى خالصجات و رعايا از حسن سلوك او نهايت رضامندى را داشتند .
شلتوككارى در تهرود
و در همين رودخانهى تهرود بناى زراعت شلتوك خوب هم داده بود و قرار دادم از هرقسم شلتوك بكارد و امتحانات بهعمل بياورد حتى مثل مازندرانىها شلتوك عنبربو را اول سبز كرده بعد دانهى دستى نشاء نمايند كه اگر خوب عمل آوردند از شلتوك صدرى بياوريم و من بعد انشاء اللّه او را هم رواج داده بهكار برند . و از ملاحظهى اين آب و زمين و هوا مىبايد شلتوك هم بسيار بسيار خوب عمل بيايد . در قنوات خالصه خوب كار كرده بودند و باز هم كار مىكردند ، و به واسطهى كفايت او خيلى انشاء اللّه اميد آبادى در بلوك و عمل خالصه بهنظر مىآيد و باز هم تأكيدات زيادى درآبادى بهعمل آمده و تشويق نمود .
از اين منزل هم باز عباسبيك جلودار خود را بيست و پنج تومان دستى داد كه اسم خدمتانه به مباشرين نداشته باشد به جستجوى فقرهى
هامش
( 1 ) . آقشغه : پنجره