تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
است و آبش بسيار تند جارى است ، با وجود اين شعبه‌شعبه از هركدام كه عبور مىشد آب تا سينه‌ى اسب مىزد اگر از يك قمر مىگذشت امكان عبور نبود . نهرها از اين رودخانه برداشته‌اند و زراعت مىكنند ، همه‌جا از زراعت سبز بود و درّاج بسيار داشت . هوا ابر بود چندان بد نبود كه آدم متأذى باشد و اين دو رودخانه كه هليل‌رود و شور است در وسط جلگه‌ى جيرفت در زير تنت كاويان به هم متصل مىشوند . و اغلب مزارعات را كه در جيرفت و رودبار است مشروب مىكند تا الى جازمورياب كه آخر خاك رودبار و نزديك خاك فارس است .

جازمورياب

از آنجا كه گذشت ديگر محل زراعتى كه مشروب شود نيست . زيرا جازمورياب محل شوره‌زار است آنجا به زمين فرو مىرود ، و از آن سمت هم رودخانه‌ى بمپور مىآيد و به زمين شوره‌زار فرو مىرود ، و بس كه آن شوره‌زارست امكان ندارد كسى نزديك او برود فورا مىرود ، فورا غرق مىشود از اين جهت كسى نمىداند چه قسم فرو مىرود و چه وضع است و از كجا سر در مىآورد ، العلم عند الله . در ميان منزل قريه‌ى سرجاز ملكى مرحوم وكيل الملك بود ، دو قطعه باغ و باغچه عمل آورده بودند درخت‌هاى مركبات خوب و نخل‌هاى جوان مرغوب غرس شده بود . از آنجا الى سبزه‌واران خالصه زياد زراعت كرده بودند و خيلى تعريف داشت . به محمد حسن خان راوى كه ضابط جيرفت است خيلى تمجيد و مهربانى نمود كه اسباب تشويق او شده باشد . كوهاى جبال بارز روبروى اين منزل بود و پر از برف مىباشد . امروز در اين مكان برف نوبر شد و شكر الهى را به‌جا آورده از صميم قلب دعاگوى وجود مبارك ولىنعمت كل روحى فداه گرديد .

توقف در سبزه‌واران براى رسيدگى به شكايات مردم

و از اول اين منزل الى آخر ، عارضين بودند كه دسته دسته در سر راه بودند و آدم از حالت وضع