تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
قطعه و درّاج زيادى داشت ، شكارگاه بهتر از اين براى تفنگ‌اندازى و قوش نمىشد و شكار به‌قاعده‌اى نمود . در اين صحرا و بيابان اكثر جاها علامت و آثار تپه‌هاى خاكى به فاصله‌ى نيم فرسخ ، مثل تپه‌هاى ساوجبلاغ تهران كه دستى ريخته شده معلوم نمىشود كه چه بوده و آثار چيست ، ظاهر بود .

رسيدگى به عرايض مردم

در منزل گذشته فوج‌فوج عارضين را راه انداخته امروز هم از اول تا آخر در راه و نيمه راه فوج‌فوج بودند و هر دسته مدت‌ها بنده را معطل مىداشتند چون شنيده بودند رسيدگى در كار است و مراعات و احسانى هم مىشود ازدحام كثيرى كرده‌اند ، كه الحال دور چادر را گرفته‌اند كه فرصت آب خوردن نمىدهند و از هرسرى يك آوازى مىآيد . دعواى ده ساله سه ساله دو ساله پارساله و تعديات و سنگينى بار ماليات « 1 » ، اين بنده متحمل شده حتىالمقدور به‌قدر قوه و اندازه ، هر كدام را جوابى داده حكم و محصلى داده قطع و فصل كارشان را كرده به وضع اميدوارى كه دعاگوى وجود مبارك ولىنعمت كل روحى فداه بوده باشند روانه مىكند . اين بنده در هيچ ولايتى و مكانى اين قسم گداى لات و عور نديده و متحير است كه
هامش
( 1 ) . در دوره‌ى قاجاريه چند نوع ماليات مىگرفتند . هر دهى مىبايست مقدار معينى ماليات بدهد و جمع‌آورى آن از مردم به كدخدايان محل واگذار مىشد . حاكم هرايالتى براى خرج خودش از جمع اين ماليات برمىداشت و بقيه را به دولت مىداد . در ايلات خوانين و در املاك اربابى مالكين مسئول جمع‌آورى ماليات بودند . يك نوع ماليات ديگرى هم وجود داشت كه سرجان ملكم اسم آن را « صادر » نوشته و مىگويد كه براى آن قاعده‌اى وجود نداشته و هروقت شاه خرج فوق العاده‌اى داشته مثلا اگر لشگركشى مىكرده و يا قنات جديدى احداث مىكرده از رعيت « صادر » مىگرفته و از هركس به نسبت مالياتى كه مىداده « صادر » مىگرفتند . سرجان ملكم - تاريخ ايران . به‌طور كلى جمع‌آورى ماليات بر عهده‌ى حاكم محل بوده و چون حكام فعال مايشاء بودند طرز و مقدار وصول آن بستگى به رحم و انصاف حاكم داشته است .