نخلهاى كوچك كه ثمر نمىدهد به ماها جمع بسته ، هر نخلى را پانصد دينار مىگيرند ، قوه نداريم و بر ما ستم است . سى تومان هم به آنها به واسطهى اين ستم تخفيف دادم كه اسباب شوق آنها شود ، و قرار دادم كه در پايين نخيلات كه زراعت خوبى داشتند و زمين زياد بود نخل زيادى هم بكارند ، التزام دادند و با تشكر تمام رفتند . و از هردرختى و كنار و گوشهاى باز عرضهچىهاى لاتولوت سواى آن عرضهچىها پيدا شدند ناچار سوار شده با يك فوج كاملى از عارضين به منزل آمدم ، و مشغول رسيدگى كار آنها شدم كه امروز هم اين دستهجات را بلكه اميدوار و نوعى آسوده ساخته باشم و روانه به مكان و محلهاى خودشان نمايم ، كه مشغول رعيتى خود بوده باشند .
كوه خرپشت
پايين دوسارى در ميان جلگهى وسيع يك كوه مخروطى سنگى واقع است كه او را خرپشت مىگويند .
دورتادور او از نيم فرسخ متجاوز مىشود ، و در وسط او هم آب كمى جارى است كه كفايت دويست نفر تفنگچى و آدم را مىدهد . در سر كوه كه نتوانستم بروم ، از قرارى كه مىگفتند آثار بركه و آبانبار و قلعهى بزرگى مىباشد كه از قديم مثل بم و بمپور بوده كه اسباب سرحددارى و تفنگچى و ساخلو بوده است .
دولتآباد
منزل پانزدهم دولتآباد « 1 » خالصه و مسافت اين منزل پنج فرسخ است . راه و صحرا صاف است بتههاى بزرگ و كوچك دارد و در دو فرسخى يك فرسخى قنات آب جارى است و زراعت مىشود . دو رشته قنات در وسط منزل از على خان بود كه چرخكار گذاشته بودند كار مىكردند ، و در وسط اين منزل باز جنگل بود و نهرهاى آب جارى ، و نيزارهاى كوچككوچك و قطعه
هامش
( 1 ) . دولتآباد دهى است از شهرستان جيرفت كه در جلگه واقع شده است و گرمسير است .