تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
به من ندارد خودشان هم اذعان كردند . يكى هم كه زيادتى جمع ديوان بود . در اول ورود كرمان كه مباشرين آمدند كدخدايان اين بلوكات آنچه تعديات و بىحسابىها بود كه به اسم تفاوت عمل قرار داده بودند جميع آنها را وازده موقوف و معاف داشتم ، آنچه را كه مباشرين و كدخدايان به رضاى خودشان تمسك سپردند كه بىعيب و نقص است از عهده برآيند كه ثلث عمل گذشته‌ى اينها نمىشد از اين قرار بود : اسفندقه و مهنى جبال بارز ساردو سيصد تومان چهار صد تومان سيصد تومان

تخفيف ماليات

بعد از رسيدگى به عمل آنها و حالت آن‌ها و اين رعيت كه فطريه بر همه‌ى آنها واجب بود اين مبلغ‌ها را هم به هربلوك به كلى تخفيف دادم كه گرفتن چنين وجه بدتر از زهرمار بود ، به كلى چشم پوشيده صرف‌نظر نمود و حالت اينها را اين مقوله مراعات چه مىكرد پانصد تومان هم كه علاوه از بابت عمل رودبار بود در سر اين معامله گذاشته و تخفيف دادم كه عجالتا باز اسباب دعاگويى وجود مبارك ولىنعمت كل روحى فداه فراهم آمد .

شكايات مردم از زيادى عوارض

علاوه‌بر اينها اهالى اين بلوكات و ساير ايلات عارض شدند كه از جميع چيزهاى ماها گمرك مىگيرند ، از جمله به گوسفند كه ماليات بسته‌اند مىدهيم ، از كورك و پشم او هم گمرك مىگيرند ، از كفش و جوراب گمرك مىگيرند ، از برگ درخت‌هاى صحرا كه مىچينيم به جهت رنگ‌رزها كه صباغ باشند مىبريم كه لقمه نانى حاصل شود ، از او هم گمرك مىگيرند ، از دست‌بند و گوشواره كه از اين ده به آن ده به جهت داد و ستد و عروسى مىبريم ، و از كرباس گمرك مىگيرند . بعد از رسيدگى و تحقيق درست كه صدق آنها را فهميدم ديدم كه در دنيا ديگر از اين قبيح و