نقطه عارضين بودند كه آدم متحير مىشد و از وضع عرض آنها نفرت مىكرد . از اول خاك بر سرشان مىريختند و بعد ميان خاك مىغلطيدند و صدا به صدا مىدادند . هرچه التماس مىشد كه يك نفر عرض خود را بكند چاره نمىشد . رسم اين بلوك ساردو و جبال بارز و اسفندقه و مهنى همين قسم بوده است ، همه را متحمّل شده از بس كه معطل كردند اين منزل چهار فرسخى را در شش ساعت آمده و همه را اسمنويسى كرده به منزل آوردم ، اهالى دفتر و ميرزاها را نشانيده فقرهفقره به دقت تمام رسيدگى نمود . اكثر عرضها راجع به زمانهاى سابق و تعديات بر يكديگر بود ، كه به قول خودشان زوردار بىزور را خورد ، و آه و نالهى پارسال را زياد داشتند كه دو ماليات از ما گرفتهاند . تحقيق اين فقره را كرده آنچه از تعديات سابق بود كه با يكديگر من باب عداوت و تعدى و غرض بودند جميع آنها را محصل داده چه دريافت كردم و چه محصل در كار اتمام است . آنچه تعدى مالياتى ، و شر و شلتاق حكومتهاى سابق بود جواب داده خودشان هم اذعان كردند .
تعديات سابق شهاب الملك
از جمله عمدهى تعدى پارسال و گرفتن دو ماليات ، اول سال كه حاجى شهاب الملك مأمور بود آقا جان خان سرهنگ دويرن را به حكومت جبال بارز مأمور نموده بود ، با كمال نادانى و بىبصيرتى آنچه توانسته بود از شلتاق و بىقبض و غيره گرفته بود ، بعد كه قسط نكث كرده بود و رعايا عارض و شاكى شده بودند ، لابد ناصر خان را باز به وعدهى نويد زير بار كشيده مباشر جبال بارز كرده بودند ، او هم حتى المقدور ماليات حسابى را كه اول سال به شر و شلتاق از كيسهى رعيت رفته و خورده برده بودند دريافت كرده بود . بعد از آن نهصد تومان و كسرى باقى آورده بود ، هرچه عرض و عجز و التماس كرده بود كه دو ماليات از اين بلوك برخواسته شده ديگر قوّه ندارم كسى گوش نكرده و تخفيف و مراعات و قرارى نداده .