سنبل كرده و از سينهى اسب بالاتر بود . درّاج زيادى دارد و نخيلات بسيار است ، و آب اينجا از نيم فرسخى از زير كوه چشمهاى است [ كه ] مىجوشد و مىآيد و آبش بسيار صاف ولى زياد بد و ناگوار است .
زراعت اربابى خوب نبود . علت را پرسيدم گويا منباب پريشانى بوده كه بذر نداشته ، و قليلى بعد از نزول رحمت از جيرفت و جاهاى ديگر دستوپا كرده به قرضوقوله خريده بودند و دير زراعت نمودهاند ، ليكن همينقدر كه كاشته بودند قوت زمين مىرساند ، يك طراوتى در محصول خالصه و بعضى اربابىها بود كه در هيچجا نديده بودم كه محصول به اين قوت و رنگ و برگ به آن پهنى باشد .
تمجيد از مركبات باغهاى دوسارى
در اينجا ناصر خان و على خان عموى او كه ضابط جبال بارز بودهاند باغهاى متعدد انداخته و عمارات خوبى ساختهاند و حمام بسيار خوبى وكيل الملك ساخته است . مركبات بسيار خوبى دارد كه آنچه تعريف و توصيف بنويسد كم است . خاصه دو باغى كه چندان بزرگ نيست ، نارنجهاى آن بهقدر دو بزرگى و درشتى نارنجهاى تهران ، و ليموهاى شيرينش بهقدر يكى و نصف پرتغال بزرگ تهران بود ، نارنگى بسيار ممتاز ولى كم بود موسم او گذشته بود ، ليموى بسيار خوب ، ترنج و پتاوى ، بالنگ بهقدر يك هندوانهى متعارفى بود ، نخلهاى زياد و خوب و درخت انار و توت و انجير داشت . سه چهار درخت نارنج نگاه داشته بودند مملو نارنج بود و تماما بهار كرده بودند ، خيلى تماشا داشت ، از شدت عطر آنها آدم گيج مىشد . يك درخت نارنج كهنى در ميان باغچه بود حوض و نهرى در زير او قرار داده بودند . مخصوصا گفتم ذرع كردند و دورتادور اين نارنج كه شاخه و برگ و سايه انداخته بود سى ذرع درست بود .
وضع خراب حوضخانه
حوضخانهاى ساخته بودند در وسط آن