صحراها و جنگلها كه بهعينه مثل حالت و وضع فرنگستان است ، تفاوتى كه دارند آنجاها تماما آباد و معمور و چمن ، و تابستان هم سبز و خرّم و خوش هواست ، اينجاها گرم و خراب و چمنها خشك مىشود و خاك است و مثل آتش تندرو « 1 » مىشود . منزل و صحراهاى امروزى در اكثر جاها بسياربسيار شبيه به جنگل و مكان ملكه انگليس كه « ونزور » باشد بهنظر مىآيد ، هر دو جان سوزند اما اين كجا و آن كجا !
دوسارى
منزل چهاردهم دوسارى « 2 » مسافت منزل چهار فرسخ بود .
كدخدايان رودبار با دران خان ضابط رودبار از اين منزل بعد از انجام كارشان و انتظام بلوك و قرارمدار او كه كلا ضامن به يكديگر شدند خلعت داده مراجعت كردند كه مشغول كار و خدمات ديوانى و وصول باقى ماليات بوده باشند .
محمد حسن خان ضابط جيرفت را كه آدم معقول و كدخدامنش و عامل پيشه است ، بنا به خواهش كدخدايان قرار داد بعد از ورود جيرفت كه امورات خود را به انجام رسانيد و اردو را مراجعت به شهر داد خودش برود رودبار به صواب ديد اهالى بلوك و كدخدايان كه با يكديگر حرف و گفتگو دارند تعديل مالياتى نمايند ، و طومار به اسم و رسم هركدام دهكده به دهكده از نخيلات و سرشمار و مراع و مواش ، كه من بعد ديگر بههيچوجه راه حرفى نباشد مشخص نموده طومار را به مهر و التزام همه رسانده به دفترخانهى كرمان بفرستد كه بىتخلف از آن قرار رفتار نمايند .
رسيدگى به شكايات زارعين
همهى اين راه باز جنگل و صحرا و جاهاى بسيار خوب بود درختهاى سبز و خرمى داشت . از اول منزل تا آخر در اين صحرا دستهدسته در هر
هامش
( 1 ) . تندرو و تنور هردو درست است .
( 2 ) . دوسارى دهى است از دهستان سبزهواران بخش جيرفت كه در جلگه واقع شده است و گرمسير است .