هميگردند از جاى بجاى . و اين سه گروهاند : نخستين را برسولا [ 1 ] گويند . دو ديگر را اسكل ، [ 2 ] و سه ديگر را بلكار . و معاش اين هر سه گروه بيك جايست . [ 3 ] و خزريان با ايشان ستد و داد كنند [ 4 ] و ببازرگانى آيند ، و روسيان همچنين . و بازرگانى ايشان همه سمور و قاقم و سنجاب باشد . و ايشان قومىاند كه بر كنارهء آب نشينند . و ايشان را كشت و بزر [ 5 ] باشد ، و همه حبوب [ 6 ] بكارند چون گندم [ 373 ] و جو و گال و عدس و ماش و جز آن هر چيزى . و بيشتر ايشان دعوى مسلمانى كنند . و در ولايت ايشان مسجدها باشند و دبيرستان و مؤذنان و امامان . و چون كافرى آشناء خويش را ببيند [ 7 ] از مسلمانان او را سجده كند . و ميان بلكار و برداس سه روزه راهست . و پيوسته بغزو [ 8 ] شوند ، و ( بر ) برداسيان تاختن برند و ايشان را بگيرند .
و ايشان را سلاح [ 9 ] بسيار بود و همه ستوران و اسبان نيك دارند ، و چون ملك بخواهد ستور به دو دهند . و چون مردى زن آرد ، ملك از هر يكى اسبى بستاند . و چون كسى بازرگانى بيايد [ 10 ] ده يك بستاند . لباس ايشان به لباس مسلمانان ماند . و گورستانهاى
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در هر دو و ابن رسته . در حدود 194 بهضولاست ، كه مينارسكى آن را با برزويلاء شاهنامه و برزيلاء مجمل التواريخ و القصص و برزلا و ادريسى در جوار كيف كنونى تطبيق ميدهد و تا كنون هم ايستگاه راه آهن بنام برزولا بين كيف و اوديسه واقعست ( تعليقات 461 ) .
[ ( 2 - ) ] كذا در هر دو ، حدود 194 : اشكل - ابن رسته : اسغل .
[ ( 3 - ) ] اصل : بيكجايست . ب : بيكجابست ؟
[ ( 4 - ) ] اصل : سترداد ؟
[ ( 5 - ) ] هر دو : و بزد ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : جوب ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : ببينند ؟
[ ( 8 - ) ] هر دو : بغرو ؟
[ ( 9 - ) ] هر دو : صلاح ؟
[ ( 10 - ) ] اصل : كسى بازرگانان بيايد . ب : مانند متن .