و آن تماثيل را از پس درها سخت كنند . و اكنون آن بگذاشتهاند كه آن به بتپرستى ( ماند و ) آن [ 1 ] را منكر دارند .
كط :
و اما شب كاو كليل [ 2 ] كه از پس پانزدهم ماه باشد آنست كه گاوى را بيارايند و بيرون آرند و چنين گويند : كه چون افريدون را از شير مادر بازكردند بر گاو نشست و اندرين روز بود كه گاواثفيان [ 3 ] پدر افريدون را اطلاق كردند ، كه ضحاك او را از اثفيان بازداشته بود ، كار بر وى تنگ گرفته بود . و مغان بدين سبب آن روز را بزرگ دارند از جهت افريدون و اثفيان را .
ل :
عيددى سه ديگر باشد .
لا :
اين روز بهمنجنه [ 4 ] باشد و رسم عجميان چنان است ، كه اندرين روز ديگى [ 5 ] بپزند [ 6 ]
هامش
[ ( ) ] را از بت ساختهاند و البيرونى گويد : روز دى به مهر سيمى بتيكان ، كان يتخذ شخص من عجين او طين على هيئة انسان و يوضع فى مداخل الابواب و لم يكن يستعمل ذالك فى دور الملوك و ترك الان لما فيه من التشبه بالشرك و الضلال ( ص 226 ) .
[ ( 1 - ) ] هر دو : آن را ؟
[ ( 2 - ) ] كذا در هر دو ، شرح آن در حواشى جدول نمبر 32 گذشت . قانون : كاوكيل .
[ ( 3 - ) ] هر دو : اسفيان ؟ در آثار الباقيه و ديگر كتب اثفيان است . در اوستا اثويه ، در سنسكريت آپتيا در شهنامه آبتين نام پدر افريدون است ، كه در كتب فارسى گاهى آبتين هم نوشتهاند ( برهان )
[ ( 4 - ) ] هر دو : بهمنجد ؟
[ ( 5 - ) ] هر دو : ديگر ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : ببرند ؟