تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
قلى خان نوشته ، تقصيرات او را به عفو مقرون و از آنجا حركت كرده ميانهء مشهد مقدس و هرات نزول اجلال كرده . عليقلى خان نيز در ركاب گيتى ستان با سپاه خود بيرون آمده در كنار رودخانهء تيرپل جنگ شده ، چون لشكر عراق چندين برابر لشكر عليقلى خان بود ، ( او ) شكست خورده ، عليقلى خان فرار نموده . نواب گيتى ستان با وجود صغر سن و جنگى نديده ، خود را از آن مهلكه به سلامت بيرون آورده با چند نفرى پيش از قشون عراق خود را به قلعهء هرات رسانيده ، دروازه‌ها را بسته اسباب قلعه دارى را مهيا كرده دو ماه قلعه دارى كرده ، تا آنكه خبر آمدن فرهاد پاشا با لشكر رومى به آذربايجان رسيده . نواب سكندر شأن آن را اهم دانسته با عليقلى خان صلح كرده خراسان را به نواب گيتى ستان گذاشته خود با قشون عراق مراجعت و به جانب آذربايجان رفته متوجهء دفع رومى شده ، بعد از دفع رومى برگرديده « 1 » به نحوى كه قبل از اين در تحت اسم نواب سكندر شأن مذكور شد ، بعد از قتل سلطان حمزه ميرزا و تسلط رومى و برهم خوردگى ايران به دار السلطنهء قزوين آمده جلوس فرموده ، بعد از فتح ولايات و ممالك ايران و انتظام ممالك محروسه و دفع اشرار و مفسدين و مخالفين [ به نحوى كه در تحت اعمال المذكور مفصلا به خرج نوشته مىشود « 2 » ] چون از همه فارغ گرديده ، سپاه را مرخص فرموده هر يك به خانه‌هاى خود رفته خود نيز به مازندران رفته به عيش و عشرت مشغول گرديده . كيفيت وفات آن حضرت آنكه در مازندران بعد از چندى تكسّرى در مزاج آن حضرت بهم رسيده ، چون شدت نموده آثار ارتحال و موت ظاهر گرديده ، مولانا محمد تقى و مولانا مظفر منجم را كه از جمله مقربان « 3 » و معتمد بوده نزد مولانا مراد مازندرانى كه از جمله فضلاى متقى العصر بوده فرستادند كه مشوره به كلام [ الله ] نمايد كه سام ميرزا پسر شاهزادهء والاتبار صفى ميرزاى خلف صدق « 4 » آن حضرت كه نوادهء آن حضرت بود ، از اصفهان آورده در حين حيات خود وليعهد نموده سلطنت را به او رجوع نمايد . چون استخاره كردند اين آيه آمد كه :
« أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ
« 5 »
»
. از مضمون اين آيه مفهوم شد كه اراده خوب است و سلطنت با
هامش
( 1 ) - آ ، نم و ملك : بر افتاده است ( 2 ) - ملك : درون قلاب را ندارد ( 3 ) - د : مقر ( 4 ) - دونم : خلف با سعادت ( 5 ) -. . . أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ