اوست . نهايت در باب آوردن ، اشاره به صبر شده بود . آوردن مازندران را چند روزى موقوف كرده تا آنكه آزار بر آن حضرت مستولى شده صاحب فراش گرديده . در عشر اول ماه رجب سنهء 1038 ق / 1629 م داعى حق را لبيك اجابت گفته . اثر استخاره معلوم شد كه اگر شاهزاده را به مازندران مىآوردند در اصفهان مفاسد عظيمه مىشد .
بعد از رسيدن اين خبر به اصفهان شاهزاده سام ميرزا كه خود فرموده بودند ملقب به صفى ميرزا شده بيرون آورده بر تخت نشاندند . [ 381 ]
اعمال المذكور
به نحوى كه قبل از اين در تحت اسم نواب سكندر شأن مجملى ذكر شده ، بعد از آنكه نواب گيتى ستان به سعى عليقلى خان وارد دارالسلطنهء قزوين و تاج و تخت را به رضاى پدر بزرگوار تصرف نموده ، مرتبهء ثانى ساعت ديده در دولتخانهء قزوين در سنهء 995 ق / 1587 م جلوس فرموده . سبب آنكه ولايات ايران برهم خورده ، هر كسى ولايتى را تصرف نموده نظر به انتظام مملكت ، اول دفع دشمنان خانگى را اهمّ و اعظم دانسته به دفع جماعتى « 1 » كه در مملكت ايران عصيان و طغيان ورزيده بودند پرداخته از قزوين روانهء دار السلطنهء اصفهان شده .
استرداد ولاياتى كه در اواخر ايام نواب سكندر شأن هر يك به جهت خود تصرف نموده بودند :
قلعهء اصطخر فارس كه يعقوب خان ذوالقدر تصرف كرده بودند . نواب گيتىستان از اصفهان به شيراز رفته اول قلعه كه فتح نموده قلعهء اصطخر فارس بود كه به تصرف درآورد و يعقوب خان را گرفته .
ولايت كرمان كه يوسف خان تصرف كرده بود ، بعد از فتح شيراز رايات جاه و جلال وارد كرمان گرديده ، يوسف خان در قلعه متحصن و قلعه را محاصره و در اندك وقتى به تصرف درآورده كرمان مفتوح شد .
قلعهء دولتيار سپاه منصور ، بعد از محاصره و محاربه چند قلعه را به دست آورده دولتيار را سياست نموده ، قلعه را خراب و با خاك يكسان فرموده از آنجا روانهء گيلانات
هامش
بقيه از صفحهء قبلفَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ .آيا خداوندتان به شما يارى نكرد كه سه هزار فرشته به يارى شما فرستاد بلى اگر صبر پيشه كنيد و پرهيزكار باشيد چون كافران بر سر شما شتابان و خشمگين آيند خداوندتان شما را با پنج هزار فرشته با نشان مخصوص يارى مىكند . سوره 3 ، آيات 124 و 125
( 1 ) - دو ملى : جماعت