تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
حديقه بوستان ، باغ ( دهخدا ) خائب نا اميد ، بى مراد ، ناكامياب ( ناظم الاطبا ) خلاع جمع خلعت ، خلعتها ( ناظم الاطبا ) خوندگار لقب امپراتور عثمانى بوده است . دار البوار كنايه از دوزخ و جهنم ( ناظم الاطبا ) دراع زرهء آهنى ( آنندراج ) درّ يتيم مرواريد غلطان و شاهوار و ناب ( آنندراج ) دست بازى زور آزمايى ( آنندراج ) دهور جمع دهر رادع آنكه درو اثر بوى خوش باشد و باز ايستاده كنند از چيزى ( آنندراج ) رايت علم ، درفش ، لوا ( ناظم الاطبا ) رباط آنچه به وى بندند ستور و مشك و جز آن را ( آنندراج ) رزازى برنج كوبى ، رزاز كسى است كه شالى مىكوبد و برنج را از پوست جدا كرده سفيد مىكند ( ناظم الاطبا ) رقوم جمع رقم ، ارقام زنبورك توپ كوچك و تفنگ بزرگ بمانند تفنگ به باروت و گلوله پر كرده ( آنندراج ) سازنده كارگر و كارساز و مؤثر ، مطرب و نوازنده و زنندهء هر ساز و آلت طرب ( ناظم الاطبا ) ساخلاو پادگان ( معين ) ساعده شير بيشه ، بازوى چرخ چاه ، مجراى آب به سوى نهر دريا ( معين ) سالما غانما در آن حال كه سالم و غنيمت آورنده باشد ( معين ) سقرلات پارچهء ابريشمى زردوزى شده كه آن را در بغداد مىبافتند و شهرت بسيار داشت ( معين ) سقناق استحكامات سنوربستن مرز تعيين كردن ، سنور به معنى سرحد و مرز ( اشتنگاس )
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 219 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى