تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

لغت نامه

اجامره مردم ولگرد و غوغاطلب ( معين ) احمال و اثقال بارهاى سنگين و ارزشمند ، اسباب رختها و بارهاى گران ( آنندراج ) اخترمه مال و غنيمت جنگى اخراجات مالياتى كه براى مصارف ديوانى وصول مىشود ( معين ) استسعاد نيكبختى خواستن ، سعادت جستن ( معين ) اعنى به فتح اول و كسر « ن » به معنى قصد مىكنم و مراد مىدارم ( آنندراج ) الكا زمين ، بوم ، قسمتى از ايالت ، ملك ، زمين ( برهان قاطع ) اماج خانه جايى كه در آن خاك توده كنند و خاك توده نيز گويند ( آنندراج ) امجاد جمع ماجد ، بزرگواران ( معين ) امطار به فتح اول جمع مطر به معناى باران ، بارانها ( معين ) امهار جمع مهر ، مهرها ( معين ) انار الله برهانه جمله دعايى است يعنى برهان و حجت او را خدا به او بياموزاد ( دهخدا ) انتعاش بلند شدن ، نيكو شدن ، عيش و نشاط ( آنندراج ) انفاذ جارى كردن ، روان شدن ، فرستادن و شمشير بر چيز گذرانيدن ( آنندراج ) انيق خوب ، عجيب ( آنندراج ) اوجاق خاندان ، دودمان ( معين )