لغت نامه
اجامره مردم ولگرد و غوغاطلب ( معين )
احمال و اثقال بارهاى سنگين و ارزشمند ، اسباب رختها و بارهاى گران ( آنندراج )
اخترمه مال و غنيمت جنگى
اخراجات مالياتى كه براى مصارف ديوانى وصول مىشود ( معين )
استسعاد نيكبختى خواستن ، سعادت جستن ( معين )
اعنى به فتح اول و كسر « ن » به معنى قصد مىكنم و مراد مىدارم ( آنندراج )
الكا زمين ، بوم ، قسمتى از ايالت ، ملك ، زمين ( برهان قاطع )
اماج خانه جايى كه در آن خاك توده كنند و خاك توده نيز گويند ( آنندراج )
امجاد جمع ماجد ، بزرگواران ( معين )
امطار به فتح اول جمع مطر به معناى باران ، بارانها ( معين )
امهار جمع مهر ، مهرها ( معين )
انار الله برهانه جمله دعايى است يعنى برهان و حجت او را خدا به او بياموزاد ( دهخدا )
انتعاش بلند شدن ، نيكو شدن ، عيش و نشاط ( آنندراج )
انفاذ جارى كردن ، روان شدن ، فرستادن و شمشير بر چيز گذرانيدن ( آنندراج )
انيق خوب ، عجيب ( آنندراج )
اوجاق خاندان ، دودمان ( معين )