اويماق قبيله ، طايفه ، دودمان ( معين ) تبار ( آنندراج )
ايلغار حركت سريع سپاهيان به سوى دشمن ، هجوم ، يورش ( معين )
بسقو كمينگاه ( جهانگشاى نادرى )
بهله بر وزن قهوه . پوستى باشد كه به اندام پنجهء دست دوزند و مير شكاران بر دست كشند و چرغ و باز و شاهين را به دست گيرند ( برهان قاطع )
پيشكش نويس كسى بوده است كه ليست هدايا و پيشكشهاى نوروزى و غيره را كه جهت شاه مىآوردهاند تهيه مىكرده است ( دستور الملوك )
تجير ديوار كرباسى خانهء خانهدار ، پرده و حجاب ( ناظم الاطبا )
تخماق به ضم اول افزار چوبى كه بر سر آن ميخ زنند تا ميخ در زمين خوب فرو رود ( آنندراج )
تسويد سياه كردن ، كنايه از نوشتن ، و نيز مهتر كردن كسى ( آنندراج )
تلايه سرانجام يافتن كار ، سرانجام پذير ( آنندراج )
توجيهنويس رئيس دايرهء حوالجات در ديوان استيفا بوده است .
( مينورسكى )
تهاون غفلت ، اهمال ، سهل انگارى ( منتهى الارب )
جسر پل
جيقه زيور مرصع از گوهرها كه مردان بر سر دستار و كلاه و زنان بر چارقد زنند ( ناظم الاطبا )
چراغ تاوار پايهء قنديل و ظرفى است كه در آن چراغ روشن كنند تا باد نكشد و مشكوة همان است ( برهان قاطع )
چريك به فتح اول بر وزن شريك لشكرى را گويند كه از ولايتهاى ديگر به مدد لشكرى بفرستند ( برهان قاطع )
چهاريار منظور خلفاى راشدين است ؛ ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ( ع ) ( ناظم الاطبا )
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: محمد محسن مستوفى
ص٢١٨