تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
اويماق قبيله ، طايفه ، دودمان ( معين ) تبار ( آنندراج ) ايلغار حركت سريع سپاهيان به سوى دشمن ، هجوم ، يورش ( معين ) بسقو كمينگاه ( جهانگشاى نادرى ) بهله بر وزن قهوه . پوستى باشد كه به اندام پنجهء دست دوزند و مير شكاران بر دست كشند و چرغ و باز و شاهين را به دست گيرند ( برهان قاطع ) پيشكش نويس كسى بوده است كه ليست هدايا و پيشكشهاى نوروزى و غيره را كه جهت شاه مىآورده‌اند تهيه مىكرده است ( دستور الملوك ) تجير ديوار كرباسى خانهء خانه‌دار ، پرده و حجاب ( ناظم الاطبا ) تخماق به ضم اول افزار چوبى كه بر سر آن ميخ زنند تا ميخ در زمين خوب فرو رود ( آنندراج ) تسويد سياه كردن ، كنايه از نوشتن ، و نيز مهتر كردن كسى ( آنندراج ) تلايه سرانجام يافتن كار ، سرانجام پذير ( آنندراج ) توجيه‌نويس رئيس دايرهء حوالجات در ديوان استيفا بوده است . ( مينورسكى ) تهاون غفلت ، اهمال ، سهل انگارى ( منتهى الارب ) جسر پل جيقه زيور مرصع از گوهرها كه مردان بر سر دستار و كلاه و زنان بر چارقد زنند ( ناظم الاطبا ) چراغ تاوار پايهء قنديل و ظرفى است كه در آن چراغ روشن كنند تا باد نكشد و مشكوة همان است ( برهان قاطع ) چريك به فتح اول بر وزن شريك لشكرى را گويند كه از ولايتهاى ديگر به مدد لشكرى بفرستند ( برهان قاطع ) چهاريار منظور خلفاى راشدين است ؛ ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ( ع ) ( ناظم الاطبا )