تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
عارج عروج كننده عينك چشم ( آنندراج ) غره به ضم اول سپيدى پيشانى اسب ، اول روز ماه ( آنندراج ) فارس سوار قاووت مخلوط آرد حبوبات بو داده با شيرينى خشك ، نرمهء آرد نخودچى كه با قند نرم مخلوط كنند ( معين ) قباب گنبد ( ناظم الاطبا ) قراقوش نوعى باز سياه رنگ با نوك خميده ، قوى و داراى پنجه‌هاى با قدرت ( آنندراج ) قزاقى راهزنى ، جنگ و گريز ( بدايع الوقايع ) قلعه‌بند محبوس در قلعه ( ناظم الاطبا ) قمچى كمربند يا شلاق اسب ، تازيانه ( ناظم الاطبا ) كارخانه هر جايى كه در آن كارهاى عمومى داير باشد ( ناظم الاطبا ) كاسر شكننده ( دهخدا ) كوچه‌بند بند كردن سر كوچه ( دهخدا ) گاو تازى خود را غالب و پر زور وانمودن به جهت تخدير خصم ( آنندراج ) لاچين شاهين شكارى ( آنندراج ) لوامع اثرهاى روشن ، پرتوهاى درخشان ( دهخدا ) لله استاد ، مربى ، معلم ، ناصح ( ناظم الاطبا ) لود كرانهء كوه و جانب آن و آنچه بدان احاطه كنند ( آنندراج ) مآل بر وزن مقال ، جاى رجوع و بازگشت و به معنى انجام كار مستعمل است ( ناظم الاطبا ) متمشى جارى شونده ، روان شونده ، سرانجام يافتن كار ( آنندراج ) محال جمع محل ، نواحى ( آنندراج ) مخضر سبز كننده يا سبز ( آنندراج )