مردرو راه و راه تنگ و معبر و گذرگاه ( ناظم الاطبا )
مرصود چشم داشته شده ، از رصد معلوم كرده شده ( آنندراج )
مزور بر وزن منور ، آنچه از قسم غذا براى تسلى بيمار پزند و طعام نرم كه مريض را دهند ( آنندراج )
مساهم به ضم اول شريك ، انباز ( آنندراج )
مشيد به گچ و چونه محكم كردن ( آنندراج )
مصاحرت دامادى و قرابت و خويش يافتن ( منتهى الارب )
مصحوب همراه شده ، همراه كرده شده ، رفيق ، يار ( ناظم الاطبا )
مصعد به ضم اول رونده در زمين و به فتح اول جاى بر آمدن ( دهخدا )
مقاطر به ضم اول چكانندهء آب و مثل آن ( ناظم الاطبا )
ملوث آلوده ( آنندراج )
ممهد آب نه گرم نه سرد ( آنندراج )
منقلا مقدمة الجيش ، پيشرو لشكر ( ناظم الاطبا )
منيف بلند ، دراز ( معين )
ميل كشيدن كنايه از نابينا كردن ( آنندراج )
ملفوف در نورديده ، پيچيده ، فراهم آورده ( آنندراج )
نواله لقمهء حكيم ، نواله بر به معنى كار است كه به معنى خوراكى برند ( آنندراج )
وجع رنجورى و دردمندى و درد ( آنندراج )
هباء منثورا گرد و غبار پراكنده ، اشاره به آيهء 25 سورهء فرقان ( ناظم الاطبا )
همال مانند ، شريك ، قرين ( ناظم الاطبا )
يعسوب ملكهء زنبور عسل ، كنايه از پيشوا ( ناظم الاطبا )
يورت آرامگاه ، منزل ، مسكن ، محل توقف ( ناظم الاطبا )
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: محمد محسن مستوفى
ص٢٢٢