هشتم هجرى به هنگام سفر ابن بطوطه ويران بوده است و اندكى پس از آن تجديد بنا شد « 1 » . بلخ اكنون در كشور افغانستان است .
ص 58 ، س 14 : دومين شهر ايالت قومس از حيث وسعت ، شهر بسطام بود : « ابن حوقل گويد روستاى آن خرمترين روستاهاى قومس است . مقدسى در وصف مسجد آن گويد مسجدى پاكيزه است و مانند قلعه ايست و در ميان بازار قرار دارد . ناصر خسرو در سال 438 ق بسطام را ديده و آن را مركز ايالت و شهر قومس ناميده است . ياقوت گويد بر فراز تپهاى در نزديكى آن شهر كاخى بزرگ باباروى در گرداگرد آن از بناهاى شاپور ذوالاكتاف قرار دارد « 2 » . »
ص 60 ، س 3 : فراه كه اكنون مركز استانى به همين نام در غرب افغانستان و در جنوب هرات است ، در قديم بخشى از خراسان محسوب مىشده است . اسفزارى دربارهء آن مىنويسد :
« . . . فراه ولايت وسيع است و توابع و مضافات بسيار دارد و قريهء رزه از ضمايم فراه است و از آن ولايت غلهء وافر حاصل مىشود . . . در يك فرسنگى فراه كوهى است كه آن را بارندك مىگويند و در اين كوه طاق سنگى است كه دايم از آنجا آب مىچكد و مردم آنجا به زيارت و طلب حاجت مىروند . . . در فراه حصنهاى حصين و قلعهاى متين بوده كه حالا ( اواخر قرن نهم ) ويران است . « 3 » »
ص 60 ، س 10 : محمد تقى بهار در حاشيهء تاريخ سيستان مىنويسد : « زره درياچهء سيستان است و پيش زره بلوكى بوده است در شرق آن درياچه و امروز هم آن را پيش آب خوانند « 4 » »
ص 60 ، س 11 : منظور كفچ و مكران است : « كفچان جمع كفچ است به ضم كاف كه آن را كوچ هم گفتهاند و عرب آن را قفص به ضم قاف و سكون فاء و صاد خواند . كفچان عشيرهاى بودهاند در حدود كرمان و مكران و بلوچستان ، حاليه ساكن و غالبا كوچ يا كفچ را با بلوچ مترادفا نام مىبرند » « 5 » . مكران هم نام ايالتى است كه از لحاظ جغرافياى طبيعى دنبالهء كوير است و در قديم مهمترين مركز بازرگانى آن ايالت ، بندر تيز در كنار خليج فارس بود « 6 » . يك جهانگرد غربى در اوايل قرن نوزده ميلادى مكران را ايالت بزرگى در جنوب شرقى ايران معرفى مىكند كه سراسر آن را بيابانهاى وحشتناك فرا گرفته است « 7 » .
هامش
( 1 ) - بارتولد ، تركستان نامه ، ج اول ، ص 97 .
( 2 ) - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 391 - 390 .
( 3 ) - معين الدين محمد اسفزارى ، روضات الجنات فى اوصاف مدينه هرات ، ص 338 - 336 .
( 4 ) - ناشناس : تاريخ سيستان ، تصحيح ملك الشعراى بهار ، ادارهء كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر 1352 خورشيدى ، چاپ دوم ، ص 297 .
( 5 ) - همان مأخذ ، ص 86 ونيز ر . ك باستانى پاريزى ، محمد ابراهيم : يعقوب ليث ، كتابخانهء ابن سينا ، تهران 1344 خورشيدى ، ص 162 - 161 .
( 6 ) - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 352 .
( 7 ) - در وويل ، گاسپار : سفر در ايران ، ترجمهء منوچهر اعتماد مقدم ، شباويز ، تهران 1367 خورشيدى ، چاپ بقيه در صفحهء بعد -