غايت و آب رود مرغاب آنجا منتهى مىشود « 1 » » .
ص 53 ، س 16 : قرشى شهرى است در راه بخارا به بلخ ، در جلگه واقع شده است و از كوههاى واقع در نزديكى كش دو منزل فاصله دارد و فاصلهء اين شهر تا جيحون بيابان است « 2 » .
به نوشتهء لسترنج در جنوب رود سغد رودى مىگذرد كه امروز به آن كشكه دريا مىگويند و قرشى در كنار رود اخير واقع شده است « 3 » . مؤلف مهمان نامهء بخارا كه در اواخر قرن نهم از آنجا گذشته ، قرشى را معمور توصيف كرده است « 4 » .
ص 53 ، س 17 : غجدوان در شش فرسخى بخارا است و سمعانى آن را از لحاظ بازرگانى مهم دانسته . اين روستا تاكنون نيز نام غجدوان را حفظ كرده و از اريق خرقان رود يا كلكان رود مشروب مىشود « 5 » .
ص 53 ، س 206 : غزنه يا غزنين در اواخر قرن چهارم در تاريخ شهرت پيدا كرد ، يعنى از زمانى كه پايتخت سلطان محمود غزنوى شد . اصطخرى آن را شبيه باميان دانسته و مىنويسد كه نهرى دارد اما باغستان ندارد « 6 » . در سال 544 هجرى قمرى سلطان علاء الدين غورى غزنه را آتش زد و سوخت . در قرن هشتم ابن بطوطه شهر را ويران ديده است « 7 » .
ص 54 ، س 2 : در عالم آراى عباسى و كتاب ابن خواند مير ساروقمش يا ساروقميش از توابع ولايت جام ذكر شده است « 8 » ، اما به نظر مىرسد محل مورد نظر در اينجا ساروق باشد كه به گفتهء حمد الله مستوفى دار الملك فراهان بوده است « 9 » و ناصر الدين شاه قاجار در سفرنامهء خود ضمن اشاره به آن مىگويد كه در جلگهء فراهان واقع شده است و باغات فراوانى دارد « 10 » .
ص 54 ، س 22 : درجزين كه قبلا درگزين هم خوانده مىشد ناحيهاى در شمال همدان است
هامش
( 1 ) - زمچى اسفزارى ، معين الدين محمد : روضات الجنات فى اوصاف مدينهء هرات ، تصحيح و حواشى و تعليقات سيد محمد كاظم امام ، دانشگاه تهران ، تهران 1338 خورشيدى ، بخش يكم ، ص 172 .
( 2 ) - سفرنامهء ابن حوقل ، ص 229 .
( 3 ) - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 498 .
( 4 ) - فضل الله بن روزبهان خنجى : مهمان نامهء بخارا ، به اهتمام منوچهر ستوده ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1353 خورشيدى ، ص 319 .
( 5 ) - بار تولد ، و . و : تركستان نامه ، ترجمهء كريم كشاورز ، بنياد فرهنگ ايران تهران 1352 خورشيدى ، ج اول ، ص 279 .
( 6 ) - اصطخرى ، مسالك و ممالك ، ص 219 ونيز ر . ك رنجبر ، احمد : خراسان بزرگ ، امير كبير تهران 1368 خورشيدى ، ص 206 - 195 .
( 7 ) - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 373 - 372 .
( 8 ) - اسكندر بيگ تركمان ، عالم آراى عباسى ، ج اول ، ص 53 و امير محمود بن خواند مير ، ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى ، ص 259 .
( 9 ) - حمد الله مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 76 .
( 10 ) - ناصر الدين شاه قاجار : سفرنامهء عراق عجم ، خط ، فهرست و مقدمه على ابريشمكار اصفهانى ، تيراژه ، تهران 1362 خورشيدى ، ص 172 .