و مردم آن از قديم شافعى مذهب بودهاند . مستوفى در قرن هشتم در گزين را اين گونه توصيف كرده است :
« در ما قبل ديهى بوده است از ناحيت اعلم ، اكنون قصبه است و چند موضع ديگر بدان باز مىخوانند و زمينى مرتفع دارد و درو باغستان بسيار است « 1 » »
محمود افغان كه در زمان شاه سلطان حسين اصفهان را گرفت ، سعى كرد تا با كوچ مردم سنى مذهب در گزين به اصفهان تركيب مذهبى پايتخت را تغيير دهد ، اما موفق نشد « 2 » .
ص 55 ، س 3 : طبق سنن قديمى سلطان عثمانى حق داشت كه خمس غنايم جنگى را براى استفادهء شخصى خود تخصيص دهد . بهترين و قوىترين مسيحيانى كه در جنگها اسير مىشدند ، قسمتى از اين خمس غنايم را تشكيل مىدادند و به عنوان محافظان جديد براى تقويت گارد محافظ سلطان مأمور مىشدند . اين محافظان جديد را به تركى « ينى چرى » يعنى فوج جديد مىناميدند « 3 » .
ص 55 ، س 106 اسكندر بيگ تركمان دربارهء شكى مىنويسد : « . . . از ممالك مفتوحهء شاه جنت مكان ( طهماسب ) شكى است كه دو طرف آن به شيروان پيوسته است و يك طرف آن به گرجستان و طرف ديگر به داغستان و البرز كوه متصل است « 4 » . »
ص 55 ، س 14 : نام اصلى صدر ممالك مير جمال الدين محمّد استر آبادى است كه پس از جنگ چالدران هنگامى كه اردوى شاه اسماعيل در درگزين توقف داشت به سمت صدارت منصوب شد و تا مرگ شاه عهدهدار اين سمت بود « 5 » .
ص 58 ، س 9 : بلخ از شهرهاى مهم خراسان قديم بوده است . اسفزارى در كتاب خود از آن با نام قبة الاسلام ياد مىكند كه « از قديم الايام هميشه منشأ سلاطين انام و مورد مشايخ عظام و مسكن اولياء الله و مأمن اهل حقايق و انتباه بوده » است « 6 » . در زمان طاهريان و سامانيان بلخ در رديف مرو و هرات يكى از بلاد مهم خراسان به شمار مىرفته و در حومهء آن حصارى كشيده شده بود به درازاى 12 فرسخ كه دوازده دروازه داشته و شهر و روستاهاى مجاور آن را در ميان گرفته بود . بلخ در زمان چنگيزخان پس از قيام ساكنان شهر منهدم شد و در نيمهء اول قرن
هامش
( 1 ) - حمد الله مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 82 .
( 2 ) - دهگان ، ابراهيم : « اقليتهاى عراق يا سنىهاى درگزين » ، يغما ، سال 7 ، ص 173 - 171 .
( 3 ) - اسپنسر ، ويليام : سرزمين و مردم تركيه ، ترجمهء على اصغر بهرام بيگى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب تهران 1342 خورشيدى ، ص 85 - 84 .
( 4 ) - اسكندر بيگ تركمان ، عالم آراى عباسى ، ج اول ، ص 82 . همين مطلب را كتاب حاضر هم در صفحهء 59 عينا نقل كرده است .
( 5 ) - قاضى احمد قمى ، خلاصة التواريخ ، ج اول ، ص 132 و 155 .
( 6 ) - معين الدين محمد ، اسفزارى ، روضات الجنات فى اوصاف مدينه هرات ، ص 153 .