مخذول العاقبة به فكر تدارك افتاده ، بعد از سعى بسيار از ملازمان پادشاهى و امرايى و چريك « 1 » شهر و دهات حوالى ، هفت هزار كس حاضر و سان ديده يراق و اسباب و سرب و باروت « 2 » از جبّاخانهء مباركه داده ، توپخانه را از شهر بيرون برده رضا قلى خان شاملو ايشيك آقاسى باشى را سر دار كرده با دو هزار كس پيش فرستاده ، بعد از آن محمد قلى خان وزير اعظم با شيخ على خان زنگنه قورچىباشى و رستم گرجى « 3 » قولار آقاسى و محبعلى خان توپچىباشى و محمد على خان مكرى « 4 » تفنگچى آقاسى و سيد على خان عرب « 5 » والى عربستان كه در آن وقت سردار كردند و باقى امرا و خوانين و قشون و چريك اهل شهر و سواره و پياده كه هشت هزار كس « 6 » [ مىشد از شهر بيرون آمد و با توپخانهء عظيم و قورخانه در شهرستان كه دهى از دهات اصفهان است فرود آمده دستگير ساخته كه در آنجا سر راه بر محمود بگيرند « 7 » ] . [ 405 ]
در بيان آمدن محمود مردود به اصفهان و محاربهء امرا و شكست خوردن ايشان
آنكه بعد از رفتن امرا و سپاه و اهل اصفهان به شهرستانه و بردن توپخانه در باب كيفيت محاربه با افغان ميانهء ايشان گفتگو شده ، حرف « 8 » و رأى سيد على خان والى اين بود كه مىبايد در همانجا نشست و سنگرى ساخت و توپخانه را بر دور خود حصار كرد و نهر شهرستانه را كه نهر عظيمى است « 9 » بر دور « 10 » خندق كرده ، آب را بايد به خندق انداخته راه آذوقه را بر افغان مسدود نموده و نگذاشت كه افغان پيش تواند رفت و هر روز با افغان جنگ و هر شب شبيخون بر او زد . اگر توقف مىنمايند هر روز و « 11 » هر شب جمع كثيرى از ايشان بر طرف و روز بروز خوف آنها زياده و آذوقهشان تمام مىشود . و قزلباش كه مدتهاست جنگى و معركه نديده ، بلد جنگ و جرأت به هم
هامش
( 1 ) - دو ملى : جريك
( 2 ) - در اصل : صرب و باروط
( 3 ) - نم : گرجى افتاده است
( 4 ) - ملى : كمرى
( 5 ) - نم : عرب افتاده است
( 6 ) - نم : هشتاد هزار كس
( 7 ) - آ : درون قلاب افتاده است
( 8 ) - د : حرف افتاده است
( 9 ) - آ : شهر شهرستانه كه شهر عظيمى است
( 10 ) - د : دور خود توپخانه
( 11 ) - آ : و افتاده است