لطفعلى خان برادرزادهء فتحعلى خان مزبور بود ، به اسمعيل خان خانهزاد دادند . و اموال فتحعلى خان و لطفعلى خان هر دو را نيز به اسمعيل خان مشاراليه بخشيدند . به جهت تدارك سفر خراسان و قشون مأمور به خراسان [ گرديد ] و از جمله اموال لطفعلى خان يك شده مرواريد بود مشتمل بر سيصد دانه و هر دانه از قرار قيمت متقومين سيصد تومان به قيمت درآمده و يك منقل نقرهء مجلسى كه به وزن تبريز هفتصد من نقره كه يك قطار شتر بار مىشده و از جمله عساكر و قشون او كه همگى دو اسبه آراسته مكمل داشت . سه هزار غلام حبشى هميشه كشيك بوده كه همه روزه از سركار خود جيره مىداد و شصت هزار تومان مال فتحعلى خان و چهارده هزار تومان مال ميرزا رفيع كلانتر اصفهان كه دولت « 1 » فتحعلى خان بود به قلم آمد . غرض كه آن شب تا پنج ساعت شب نواب اشرف در بيرون بود و بعد از آن به اندرون رفته همهء روز بيرون نيامده . روز سيم بر طبق عرض ملاباشى هر دو چشم فتحعلى خان را كندند و محبوس به شيراز فرستاده و اسمعيل خان را روانهء خراسان و خود روانهء عراق و مراجعت به اصفهان نمودند . [ 404 ]
در ذكر مراجعت به اصفهان و روانه كردن اسمعيل خان به خراسان و ساير مراتب ، آنكه بعد از آنكه فتحعلى خان وزير اعظم را به نحوى كه مذكور شد گرفته چشمهاى او را كور كرده به شيراز فرستادند ، بنابر مقدرات عالم علوى كه مقدر شده كه دولت صفويه منقرض شود .
قضا چون به گردون « 2 » فرو هشت پر * همه عاقلان كور گشتند « 3 » و كر
تمامى امرا و اركان دولت چشم از مقدمهء خراسان پوشيده به مدعاى خود كه دفع فتحعلى خان بود رسيده ، قطع نظر از خراسان و صلاح دولت و عاقبت كار كرده ، مبلغ نود و پنج هزار تومان از مال فتحعلى خان و لطفعلى خان نقد و جنس و دواب و اسباب طلا و نقره بدين موجب به اسمعيل خان داده روانهء خراسان و مأمور به تسخير قندهار و هرات فرمودند : 60 هزار تومان نقد « 4 » ، 25 هزار تومان از خزانهء عامره : 35 هزار تومان از بابت فتحعلى خان ، 35 هزار تومان جنس ، 8 هزار تومان طلا و نقره و اسباب مجلس و غيره و 27 هزار تومان اسب و استر و شتر و خيمه و غيره . و بيست و دو هزار قشون قلمى نيز بدين موجب مأمور به خراسان شدند كه همراه اسمعيل خان [ عازم شوند ] : 7
هامش
( 1 ) - آ : خواندار
( 2 ) - آ : بر گردون
( 3 ) - « و » فقط در نسخهء د وجود دارد
( 4 ) - ملك : نغد