تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
گرديده و قلعه را محاصره نموده ، پنج ماه « 1 » مدت محاصره [ طول ] كشيده ، مكرر ميرويس از قلعه بيرون آمده محاربات عظيمه كرده ، بالاخره به سبب شدت گرمى هوا و تنگى آذوقه و تعفن هوا در ميان اردوى قزلباش بيمارى و قحط به مرتبه‌اى شد كه هر روز جمع كثيرى بر طرف شده و تخم‌مرغ يكى پانصد دينار و مأكول بسيار كم شده ، به آن جهت ضعف در قزلباش بهم رسيده همه روزه جمعى از افاغنه به بهانهء تجارت به لشكر قزلباش مىآمده ، قليلى آذوقه مىآورده به قيمت اعلى « 2 » مىدادند و مبلغهاى كلى اجناس و اسب و اسلحه به قيمت بسيار سهلى مىگرفتند ، از قبيل آنكه يك من برنج مىداده و يك شال شمسه كه پنج تومان مىارزيد مىگرفتند . تا آنكه حسب الواقع قزلباش از مال و جان بيرون رفته و [ افاغنه ] بر كيفيت احوال ايشان اطلاع يافتند كه ديگر بالقوه جنگ ندارند . در ميان روز در عين شدت گرما ميرويس مردود با جمعى از افاغنهء ملاعنه از قلعه بيرون آمده ، على الغفلة بر سنگر قزلباش ريخته جمع كثيرى را به قتل رسانيده و بسيارى را اسير و دستگير و خسروخان سپهسالار را نيز كشته ، معدودى از قزلباش فرار نموده تمامى اسب و اسباب و توپخانهء قزلباش را « 3 » به دست آورده تا ولايت فراه را به تصرف درآورده و به همه‌جا از افغان حاكم تعيين كرده ، چون اين خبر به اردوى معلى رسيده امرا و اركان دولت در كمال تشويش و نفاق چندين روز گفتگو و جانقى كرده ، بالاخره منصب سپهسالارى را به علاوهء قورچى باشىگرى به محمد زمان خان شاملو برادر محمد مؤمن خان اعتماد الدوله داده با خزانه و قشون روانهء قندهار گرديده . در ذكر آمدن سعدالله افغان ابدالى به هرات و گرفتن قلعهء هرات ، آنكه بعد از رفتن محمد زمان قورچى باشى به ارادهء تسخير قندهار به هرات و فوت او در هرات ، حكومت هرات را به جعفر قلى خان مشهور به حاتمى كه از اولاد حاتم طايى بود و نسب شاهزادگى داشته داده « 4 » ، به چاپارى به هرات رفته ، چون قشون متفرق گرديده « 5 » و اوضاع هرات برهم خورده ، سعد الله افغان ابدالى كه از جمله ملازمان بيگلربيگيان هرات بوده از جمله عبد الله ابدالى جمعيتى بر سر خود نموده [ 398 ] ، در سال 1128 ق / 1716 م آمده هرات را محاصره نموده ، بعد از مدتى محاصره و چندين محاربه و قلعه‌دارى جعفر قلى خان و قشون هرات شكست خورده جمع كثيرى از قزلباش و اهل
هامش
( 1 ) - ملى : پنجاه روز ( 2 ) - ملك اعلا ( 3 ) - آ : را افتاده است ( 4 ) - ملى : داده افتاده است ( 5 ) - آ : گرديده افتاده است
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد محسن مستوفى / بهروز گودرزى