قلعهء وان كه از ولايات روم است كه در سنهء ئيلان ئيل 1013 ق / 1605 م با لشكر عظيم بر سر قلعهء وان رفته چغال اوغلى « 1 » كه از جانب خواندگار سردار بود و حاكم وان ، با لشكر رومى بيرون آمده محاربات عظيمه نموده ، بالاخره رومى شكست خورده چغال اوغلى به اروميه فرار نموده . قزلباش آن ولايت را تسخير و تاخت و خراب كرده مراجعت نمودند . و در فصل پائيز همان سال چغال بدفعال پنجاه هزار جمعيت كرده ، در سس و مسن تبريز جنگ بسيار عظيمى كرده ، باز چغال اوغلى شكست فاحشى خورده به ديار بكر گريخت . مال و اسباب و اخترمه بسيار از ارومى به دست قزلباش افتاده مراجعت نمودند .
مصالحه بعد از مقدمهء قلعهء وان و شكست ثانى چغال اوغلى ، چون جماعت روميه مكرر خود را با قزلباش آزموده بودند و صرفه در نزاع و جدل نديده به غير مصالحه چاره در كار خود نديدند . از راه اصلاح آمده ايلچيان سخندان كهنه كار ديده فرستاده اظهار صلح نموده ، از اين طرف نيز به دستور قاعده و ضابطهء سنورى كه در زمان نواب جنت مكان شاه طهماسب سنور بسته بودند ، باز سنور بسته صلح كردند . سنور نامه از طرفين نوشته شده رعايا و عجزه تماما در مهد امن و امان نمودند .
ولايت بلخ ، در بارس ئيل سنهء 1010 ق / 602 م كه ( هزاروده ) باشد ، به جانب ولايت بلخ لشكر كشيده قلعهء اند خود را كه هيچ پادشاهى كمتر از شش ماه محاصره نكرده بود ، در دو روز گرفته و تصرف نموده . شهر بلخ را نيز بيست روز محاصره نموده .
در عرض بيست روز به نحوى آن ولايت را تاخت نموده كه آبادى نگذاشتند . باقى خان والى ماوراءالنهر و تركستان بيرون آمده محاربات عظيمه نموده ، بالاخره تاب مقاومت نياورده فرار نموده . در آن بين خبر آمدن رومى به آذربايجان و گرفتن شيروان رسيده .
امرا آن را اهم دانسته مراجعت نموده به سمت آذربايجان بر سر رومى رفتند .
تاريخ ولادت با سعادت آن حضرت در شب دوشنبه غرهء شهر رمضان المبارك سنهء 979 ق / 1571 م ، وفات آن حضرت در عشر اول رجب سنهء 1038 ق / 1629 م و والده آن حضرت خير النساء بيگم صبيهء امير عبدالله خان والى مازندران ، پسر سلطان محمود ، پسر عبدالكريم ، پسر مير عبد الله ، پسر سيد على ، پسر سيد كمال الدين ، پسر مير بزرگ كه مزار او در شهر آمل مازندران است . صاحب تاريخ جهانآرا نقل كرده است كه مير بزرگ به چند واسطه به حضرت سيد الساجدين عليه السلام مىرسد و در مازندران خانقاهى داشته و مرجع خاص و عوام بوده . افراسياب والى مازندران آوازهء او را
هامش
( 1 ) - ملك : جعال اغلى