تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
اقرار و اعتراف آورد و روز ديگر مظفر و منصور و مبتهج و مسرور « شاكرا لنعمايه و معتصما بحبل المتين » « 1 » روى به خدمت و ملازمت حضرت پدر بزرگوار آورد و چون به دار السلطنه هرات - حماها اللّه ( 1 ) تعالى عن الافات - رسيد ، اميرزاده قيدو را مقيد پيش حضرت سلطنت شعارى آورد . در اول وهلت و ابتداى حالت و آغاز دولت فرزند ارجمند سعادتمند كه روايح عواطف يزدانى را اول تبسم است و بلبل اقبال و كامرانى را آغاز ترنم و شجر دولت نهال و قمر دولت هلال و چشم روزگار بر ظهور فضل كردگار ، اين معنى را [ به ] فال گرفته بر تيسر اين فتح خوشدل و شادمان گشته از يزدان سپاس فراوان و منت بىپايان داشت . از عقل كامل خود در سياست ( 2 ) اصحاب جرايم كه از دعايم شهريارى و لوازم جهاندارى است ، هميشه قدم بر جاده تثبت « 2 » و تحرز « 3 » دارد و حزم و احتياط را ديدبان سعادت و عنوان سيادت داند و به منتهاى فكر و قصاراى « 4 » امنيت برسد ( 3 )
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ
* » « 5 » و بر موجب مصلحت و مقتضاى شريعت رود نه بر داعيه هوا و ميل طبيعت تا مجال عفو و اغماض يابد ، خويشتن در طبقهء [ الايه ]
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ * *
» « 6 » معدود دارد و فرمايد كه عمر درى است كه جز در خزانهء ملكوت
« يُحيِي وَ يُمِيتُ »
« 7 »
هامش
- شادمانى ، نشاط ، خوش‌دلى كه به دهش و احسان كردن حاصل شود ، شادى كه در بخشايش و جود رود ، عطا ( دهخدا ) . ( 1 ) . ت : صانها اللّه . ( 2 ) . ت : سيات . ( 3 ) . ت : انديشه برشد . ( * ) قسمتى از آيه 42 سوره 8 . ( * * ) قسمتى از آيه 134 سوره 3 . ( 1 ) سپاسگزار نعمتهاى او ، چنگ زده به آن ريسمان محكم . ( 2 ) تثبت : پابرجا بودن ، آهستگى كردن ، پايدارى . ( 3 ) تحرز : پرهيز كردن و خويشتن را نگاهداشتن از آن ( منتهى الارب ) . ( 4 ) قصارى : غايت ، آخر الامر ( منتهى الارب ) . ( 5 ) تا هركه هلاك مىشود به دليلى هلاك شود . ( 6 ) نگهدارندگان خشم و بخشندگان مردم . ( 7 ) زنده مىكند و مىميراند ، اشاره به آيه شريفهلا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، يُحيِي وَ يُمِيتُآيهء 158 سوره / 7 .