نيابند و جان مرغى است كه جز از آشيانهء جبروت
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
* » « 1 » نپرد و چون قفس ( 1 ) تن بشكست و بر كنگرهء
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ
* *
» « 2 » نشست و از مركز اشباح سوى فيض ارواح پرواز كرد ، به ندامت و پريشانى و پشيمانى و تبدل آراء و امانى بازنيايد . پس مرد عاقل بايد كه در وقت فوران نايره غضب و دوران دايره سخط در حق گناهكاران حكمى فرمايد كه چون ايام خشم به سرآيد و نوبت رضا به درآيد ، عوض آن دادن و تلافى آن نمودن ( 2 ) در تحت قدرت فطرت بشرى و امكان قوت آدمى باشد .
بنابراين مقدمات او را به دار السلطنه ( 3 ) هرات - صانها اللّه سبحانه و تعالى عن آلافات [ و النكبات و البليات ] - در قلعهء اختيار الدين ( 4 ) محبوس گردانيد و كسانى را كه در كفايت آن مهم مبالغت نموده بودند و جهد كرده و در قمع ارباب جهالت و دفع احزاب ضلالت سعى نموده [ بودند ] به مزيد نعم و فيض كرم مخصوص گردانيد . هريك را بر اختلاف طبقات و تفاوت درجات به الطاف و اعطاف منظور نظر مرحمت و رافت ساخته به صلات و عطاياى فاخر مفتخر و سرافراز گردانيد و السلام . ( 5 )
ذكر تفويض حكومت كابل و غزنى و سند و هند به اميرزاده سيورغتميش نور اللّه مرقده ( 6 )
حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - بعد از اين قضايا بنابر محافظت شرايط حفظ بلاد و عباد و مراقبت حدود صلاح و فساد بعد از استخارت و استشارت به تعليم بخت و تلقين اقبال ( 7 ) بر مقتضى « اكرموا اولادكم و احسنوا
هامش
( 1 ) . م : قفص
( 2 ) . ت : نمودند .
( 3 ) . ت : او را به قلعه دار السلطنه .
( 4 ) . ت : « در قلعه اختيار الدين » ندارد .
( 5 ) . ت : « و السلام » ندارد .
( 6 ) . ت : نور قدره .
( 7 ) . ت : ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 85 سوره 17 .
( * * ) قسمتى از آيه 28 سوره 89 .
( 1 ) روح مربوط به پروردگار من است .
( 2 ) به سوى پروردگارت بازگرد .