تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
عصفور : گنجشك نر ( نفيسى ) . عطفه كردن : در تداول جنگ‌هاى قديم ، ناگهان بازگشتن سوار و يا كژ بر دشمن تاختن ( دهخدا ) . عظام : جمع عظيم : بزرگ و كلان ( منتهى - الارب ) بزرگان ، « از ترتيب جلايل و عظام امور فارغ آمد » ( 204 ) عظام : عظام شكره‌هاى طغرال و . . . ( ص 125 ) استخوانها ، از عظم . عقارمى : خمر ، باده ( دهخدا ) . عقايل : ج عقيله : گرامى از هر چيزى ( دهخدا ) . عقبات : ج عقبه : راه دشوار در كوه ( غياث ) . گردنه ( معين ) . - بعد از عبور از آب ارس عقباتى كه با سدره پهلو مىزد ( ص 767 ) ، روى به عقبه هندوكش آورد ( ص 193 ) . عقبه : عقبات . عقوق : نافرمانى كردن كسى را كه حق او بر تو واجب باشد ، تضييع حقوق ابوين ( دهخدا ) . عكازه : عصاى داراى نيزه ، عصاى صليب‌دارى كه كشيشان گاه بر دست گيرند ( نفيسى ) ، كنايه از مناصبى كه شخص به دست مىآورد ( دهخدا ) . « و دواعى عاطفت خسروانه كه عكازهء شهريارى است » ( ص 336 ) . علفه : آنچه پادشاهان براى پذيرايى سفرا و لوازم نگاه داشت ايشان و ملازمان و اتباع و دواب ايشان به مصرف رسانند ( دهخدا ) . على الانفراد : انفرادا ، جدا ، به تنهايى ، يك تنه . على الرسم : به رسم ، چنان كه رسم است ، بر حسب مرسوم ( دهخدا ) . « خدمتى على - الرسم ترتيب داده » ( ص 619 ) . عمدت : آنچه تكيه نمايند بر آن ، آنكه بر وى تكيه كنند و كار سپارند ( منتهى - الارب ) ، بزرگ و كلان ( نفيسى ) . عمومت : عم گرديدن ( منتهى الارب ) « نسبت عمومت و خولت در ميان ايشان راحج مرجوحى است » ( ص 289 ) . عميمه : تمام و همه را فراگيرنده ( غياث ) . عنا : زحمت ، رنج ، مشقت ( نفيسى ) . عنان‌ريز : لگام سست كردن و تاختن ( نفيسى ) ، سخت بشتافتن ، سخت شتابان رفتن ( دهخدا ) . عوارف : ج عارفه : بخششها ( آنندراج ) . عواصف : ج عاصف : بادهاى سخت و تند ( غياث ) . عوان : سخت گيرنده و ظالم و زجركننده ، سرهنگ ديوان سلطان ( آنندراج ) . عود قمارى : از انواع عود است كه از قمار كه سرزمين سفالهء هند باشد آورده مىشود و يك قطعهء آن تا نيم رطل وزن دارد ( دهخدا ) . عون : مددكارى ، دستگيرى ، حمايت ، اعانت ( نفيسى ) . عويل : بلندآوازى در گريه و فرياد ( نفيسى ) . عيبه : زره ، جامه‌دان ، بقچه ، گره‌هاى زره ، حلقه‌هاى زره ( المنجد - منتهى الارب ) . عين الكمال : چشم‌زخم ، يعنى نظرى كه به چيز زيبا و خوش ضرر برساند