تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠
« فزادهم اللّه مرضا » از سرگرفته است و اسباب و علامات مرض در مجارى جواهر و عرض به كيفيتى سارى و جارى شده كه فساد مزاج از قانون علاج تجاوز نموده است و مواد زحمت از منهاج شفا و دستور نجات بيرون رفته است ، خزانه وجود از جواهر حيات خالى گذاشت و دل از ذخيره اميد و اغراض برداشت و مملكت وجود از دست تصرف داده صورت نامرغوب موت را بر نعمت محبوب حيات ترجيح نهاد و بر مقتضاى
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 2 »
»
جان به مالك سپرد بيت
نگشوده بود رايت ما ظل خود هنوز * كو كوچ كرد و عازم دار القرار شد
عقاب اجل طائر روحش را به مخلب قهر در ربود و غراب البين فنا او را به زندان فراموشان و سياهچال محبوسان راه نمود .
بسا يوسف كه او افتاد در چاه * ولى هرگز بدين خوبى نيفتاد
و خلف ديگرش كه در قلعه سلطانيه بود ، چون از واقعهء پدرش واقف و مطلع شد ، آيت
« ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ
« 3 »
»
بر خود خوانده عنان تمالك و تماسك از دست بداد و طريق الفرار مما لا يطاق مسلوك داشته به جانب التاغ « 1 » گريخت و به عون مفتح الابواب كليد قلعه سلطانيه كه كوتوال دولت از خزانه و عنده مفاتيح الغيب
« لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
« 4 »
»
ارسال گردانيده بود قاضى سلطانيه رسانيده تسليم ملازمان بارگاه گردانيد ، صورت ما
« يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها
« 5 »
»
بر عالم و عالميان روشن و مبرهن شد و بقية الموتى كه مانده بود ، چون جمال دولت روزافزون كه
« إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
« 6 »
»
آن است در مرآت « توتى الملك من تشاء » مشاهده نمودند و صورت بدكردارى خود كه
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
علامت
هامش
( 1 ) اسناد : ارزنجان . ( 2 ) سوره 28 آيه 88 . ( 3 ) سوره 69 آيه 28 و 29 . ( 4 ) سوره 6 آيه 19 . ( 5 ) سوره 35 آيه 2 . ( 6 ) سوره 21 آيه 105 .