تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 939

مساهمون:

ص٩٣٩
و بخت و دولت بر يسار توجه نموديم و چنانچه عادت رايت دولت سرايت ماست كه به هر مهم كه عنان عزيمت به جانب تيسر آن معطوف مىگردانيم و التفات خاطر در وقوع حوادث و حدوث وقايع آن به امضا مىرسانيم ، امارات تحقيق « من صحح العزيمة ساعده التوفيق » بر صفحات احوال آن مشاهده مىنمائيم و دلايل و هو الذى ايدك بنصره و بالمومنين و بروجنات آمال آن مطالعه مىكنيم ، چون به باب الجنة قزوين رسيديم ، مخبران باخبرت خبر رسانيدند كه چون قرايوسف از وصول موكب همايون خبر يافت و از مضمون حيث شئت فانك منصور واقف و مطلع گشت . قبل از آنكه چتر همايون سايه بر [ نجد و هامون آن بلاد ] اندازد و عصابهء ظفر پيكر ظلال خود بگشايد ، مدت نصرت بالرعب مسيرة عام بر صفايح « 1 » ليالى و ايام خود مشاهده كرد و علامت و ان جندنا لهم الغالبون واضح و لايح يافت ، معلوم كرد كه عرصه مملكت بالطول منها و العرض « 2 » در تحت تصرف
« الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ
« 4 »
»
قرار گرفته است ، ديده بختش تاريك و رشته عمرش باريك شد و آيت
« يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
« 5 »
»
به راى العين مشاهده كرده از بيم سطوت پادشاهانه و باس هيبت خسروانه كه ژاله در چشم سحاب اخگر كند و آب حيات را طبيعت آذر دهد ، به عرض مرض كه مقدمه فنا باشد ، گرفتار شد ، روزبه‌روز ضعف طالع قوت مىگرفت و قوت دولت ضعيف مىشد ، تا عطيه مزاجش از اوج رفعت و جلال به حضيض « 3 » رنج و و بال انتقال نمود و آفتاب سعادتش از مشرق طلوع به مغرب افول اتصال پذيرفت ، صورت
« فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً
« 6 »
»
كه مقارن حال گشته بود در مقابلهء نظر ديد ، بدانست كه نبض وجودش كه حاوى الم
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ »
بود « 7 » [ مقارن جان داشت ] سرعت
هامش
( 1 ) اسناد : بگشايد امارات نصرت ما از عين مسرت برقام ( ؟ ) صفحات . ( 2 ) اسناد : ممالك به طول و عرض . ( 3 ) اسناد : قاطع . ( 4 ) سوره 6 آيه 165 . ( 5 ) سوره 12 آيه 84 . ( 6 ) سوره 65 آيه 9 . ( 7 ) سوره 2 آيه 9 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 939 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )