تدبير طراوت گلشن دهد . به حكم [ سياق ] اين كلمات و سباق اين مقدمات حضرت خاقان سعيد تفويض منصب وزارت به جناب خواجه اعظم الوزراء فى العالم خواجه غياث الدين [ پير ] احمد الخافى فرمود و زمام حل و عقد و قبض و بسط به كف كفايت و قبضهء درايت او سپرد و او از كمال كاردانى در ازدياد اموال ديوانى به نوعى شروع نمود كه هم رعايت رعيت مرعى بود و هم در مهم ديوان فوت و فروگذاشت نفرموده و در سخنان حكما مذكور است و در كتب اكابر مسطور كه هرچند پادشاه به ذات خود كامل و عادل و تمشيت مصالح سلطنت را قابل و مستاهل « 1 » باشد ، و بىوزراى كافى كاردان كار مملكت سامان نيابد .
شعر
فاصابة الخلفاء فيما حاولوا « 2 » * مقرونة بكفاية الوزراء
چه ملوك اگر به نفس شريف به امور ملك قيام نمايند ، وزير باشند نه پادشاه و چون از وزير ناگزير است و وزير دست و دل و زبان و چشم و گوش پادشاه است ، بايد كه در مصالح مال و ملك و لشكر و اسرار نهانى چنانچه بر اعضا و جوارح مباركه اعتماد دارد ، او را نيز معتمد داند و مجال طعن طاعنان و [ خبث خبيثان ] ندهد ، چه طعن وزير بنابر مقدمه مذكوره طعن در ذات پادشاه است و هر روز وزير دانا و نايب مناسب يافت نشود و بعد از مقام سلطنت هيچ منصب عالىتر از وزارت نيست . فى الجمله چون مسند ديوان به وجود شريف جناب خواجه مشرف گرديد ، انوار معدلت خاقان سعيد چون فروغ خورشيد به شرق [ و غرب عالم ] رسيد و مدت سى سال ممالك هفت كشور [ به حسن تدبير ] آن وزير دانشور طراوت بهشت برين و لطافت نگارخانه چنين داشت و قلم بدايع نگار بر [ اوراق ليل و نهار ] شرح آن روزگار خواهد نگاشت .
بيت
شهنشه به تدبير دانا وزير * به كم روزگارى شد [ آفاقگير ]
وزيرى چنين شهريارى چنان * جهان چون [ نگيرد قرارى چنان ]
همه كار شاهان خورشيد چهر * ز راى وزيران [ رسد تا سپهر ]
هامش
( 1 ) مطلع سعدين : متأهل .
( 2 ) در متن جادلوا بود كه از مطلع سعدين تصحيح گرديد .