تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
شد اين زمان كه همه ساعت آفتاب ظفر « 1 » * طلوع مىكند از سايه‌بان ظل آله
لاجرم به هر طرف كه روى آورد ، فتح و ظفر استقبال [ نمود ] و به هر طرف كه عزيمت فرمود ، دولت و سعادت ملازم ركاب نصرت انتساب بود . بيت
بر هر طرف كه چشم نهى جلوه ظفر * و ز هر جهت كه گوش كنى مژده امان
و در يورش قندهار كه امراى نامدار از هر طرف مظفر و كامكار بازآمدند ، زمانه خواست كه نيل عين الكمال بر چهره جمال حال فرخنده فال آن حضرت نامدار كشد ، بنابراين چون عنان جهانستان به جانب اغروق همايون و يورت قشلاق معطوف ساخت و بر سمند غزال رفتار غزاله ديدار « 2 » سهيل چشم كيوان خشم مشترى جبين بهرام كين آفتاب انبساط ، عطارد فطنت ماه سرعت چون آفتاب بر سبز خنك فلك سوار شد ، ابر صفت براقى كه چون برق بر روى هوا بىآرام بود و آتش گوهر بادپايى كه بسان آب به خوش‌خرامى بساط خاك مىپيمود ، در اثناى تك و تاز و نشيب و فراز به جهت دفع اسب « 3 » عين الكمال به‌سر در آمد و حضرتى كه پاى عزت بر تارك كيوان مىنهاد ، از پشت اسب بر روى زمين افتاد و دست مبارك را آسيب كسرى رسيد و فغان از جان جهان برآمد و ذات بىمثال را كه عين سعادت و اقبال بود از تصاريف ايام بىفرجام صدمت ناتوانى روى نمود [ دستى كه بوسه جاى ] سلاطين عالم [ شايستى از چشم زخم زمانه‌اش آسيب كسر ] نبايستى ليكن [ انبيا كه خاصان ] كبريااند به اين نوع زحمت و بلا مبتلااند ، موسى عليه السلام كه در جهان بسان آفتاب آزار ، « 4 » يد بيضا نمود ، اول دست مبارك او را به شعله آتش مخترق بايد بود و [ حضرت محمد ] مصطفى صلى الله عليه و سلم كه از دندان و لسان عذب البيان او در عالم‌افروز وحى مىتافته دندان گوهرافشان او نقصان كسر يافت . القصه چون آسيب كسر روى نمود و در اردوى همايون شكسته‌بندى حاذق
هامش
( 1 ) مطلع سعدين : و ليكن اكنون هر دم صد آفتاب ظفر . ( 2 ) مطلع سعدين : دمدار . ( 3 ) مطلع سعدين : آسيب . ( 4 ) مطلع سعدين : انوار .