تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
اجازت داد و به جانب ولايت اوزبك روانه ساخت . تقدير با تدبير او موافقت نمود ، حكومت آن الوس به دست او افتاد . در اين وقت كه به حدود سقناق رسيد ، ايلچى پيش حضرت شهزاده فرستاد و اظهار خدمتكارى و يك جهتى نموده ذكر كرد كه به يمن تربيت و عنايت شما الوس خود را ضبط كردم و به جوار شما آمده به تربيت و عنايت مستظهرم . حضرت شهزاده بدان سبب كه پيش از آمدن مىبايست كه اجازت خواستى و ديگر آنكه به طريقه ارث مىگفته است كه علفخوار سقناق تعلق به من دارد ، يعنى ارس خان در آنجا عمارتى ساخته و آنجا مىبوده . حضرت شهزاده او را جوابى شافى بفرمود . بعد از آن امير ارسلان خواجه ترخان كه در آن حدود حاكم بود ، شكايتى بازنمود كه نوكران براق اغلان بدين حدود درمىآيند و بيراهى مىكنند . حضرت اميرزاده الغ بيك گوركان - خلد ملكه - عزيمت آن فرمود كه لشكرها ساخته گردانيده بدان طرف رود و ايشان را از آن حدود بيرون كند . ايلچى پيش حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - فرستاده اين معنى عرضه داشت و حضرت سلطنت شعارى از جنگ كردن و بنياد خصومت نهادن منع فرمود . فاما لشكرى تعيين كرد كه در زير رايت اميرزاده اعظم جوكى بهادر - خلد الله ملكه - به جانب ماوراء النهر روند در هفدهم ( 1 ) ربيع الاخر سنهء ثلاثين و ثمانمايه از دار السلطنهء هرات متوجه سمرقند شدند .

ذكر واقعه‌ئى كه حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى سلطانه - را افتاد در سال هشتصد و سى هجرى

قضيت آيت
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
* » « 1 » آن است كه
هامش
- شده . در پايان نسخه‌هاى م و ل چند سطرى تحت عنوان « طائفه چهارم از ملوك اسلام ديالمه‌اند » آمده است . ( 1 ) . ت : هفتدهم . ( * ) آيه 82 سوره 36 . ( 1 ) كار او وقتى چيزى را اراده كند اين است كه به دو گويد : باش و وجود يابد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 907 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )