تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
حق سبحانه و تعالى [ آن يگانه روزگار ] شاه و شاهزاده جهان و جهانيان ( 1 ) را به بهشت باقى رساناد ( 2 ) و حضرت اعلا را « غاية الادوار » « 1 » وارث اعمار داراد و اين مصيبت را در اين خاندان مبارك آخر مصايب گرداناد بمحمد و آله الامجاد ( 3 ) ، آمين رب العالمين .

حكايت و ذكر رفتن امير و اميرزاده جهان و جهانيان محمد جوكى بهادر - خلد اللّه ملكه و شوكته - به سمرقند ( 4 )

براق اغلان - كه پيشتر ذكر آن گذشت - در سال هشتصد و بيست و هشت ( 5 ) كه اردوى محمد خان پادشاه اوزبك را گرفت و بر آن الوس به عظمت ( 6 ) مستولى گشت . در سال هشتصد و بيست و نه با اردوى خود با غلبه و ابهت ( 7 ) تمام به سغناق ( 8 ) و نواحى آن‌كه سرحد مملكت امير و اميرزاده اعظم - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان است - خلد الله تعالى ملكه - درآمد و در وقت حضرت صاحبقرانى - انار الله برهانه - پدر كلان « 2 » او كه ارس خان بود به وقتى كه توقتمش ( 9 ) را از مملكت [ اوزبك ] بيرون كرد و توقتمش پناه به حضرت صاحبقرانى آورد - چنانچه شرح آن قضايا به موضع خود به تقرير پيوسته است - چندگاه در سغناق ( 10 ) مىبود و آنجا عمارتى ساخته است و براق اغلان پيشتر در هشتصد و بيست و سه كه هنوز به امارت الوس خود نرسيده بود ، پيش مخدوم و مخدوم‌زاده جهان و جهانيان الغ - بيك گوركان - خلد [ الله تعالى ] ملكه - آمده بود و چندگاه ملازمت آن حضرت اختيار كرده بود ( 11 ) [ و بعد از آن حضرت اميرزاده خلد ملكه او را تربيت فرموده
هامش
( 1 ) . ت : شاه و شاهزاده جهان و جهانيان ندارد . ( 2 ) . ت : برساناد . ( 3 ) . ت : بمحمد و آله الامجاد ندارد . ( 4 ) . عنوان ت : ذكر رفتن اميرزاده جوكى - خلد الله ملكه - به سمرقند . ( 5 ) . ت : هفت . ( 6 ) . ت : « الوس به عظمت » ندارد . ( 7 ) . ت : و ابهت ندارد . ( 8 ) . م و ل : سغنان . ( 9 ) . ت : تقتمش . ( 10 ) . ت : سقناق . ( 11 ) . ملازمت كرده نسخه‌هاى م و ل ، در اينجا پايان مىپذيرد ، ما بقى از روى ت تحرير - ( 1 ) نهايت روزگاران . ( 2 ) پدركلان : پدربزرگ .